صدقه زبان چیست؟

از رسول خدا(ص) نقل شده که فرمودند: با فضیلت‌ترین صدقه، صدقه زبان است. عرض کردند: یا رسول‌الله صدقه زبان چیست؟

به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ حضرت امیرمؤمنان علی(ع) فرمودند: با صدقه دادن، روزی را به سوی خدا نازل کنید و کسی که به گرفتن عوض از جانب خداوند تعالی، باور داشته باشد، به بخشیدن و عطا کردن، سخی و جوانمرد است و در آن بخل نمی‌ورزد.

 

صدقه بر پنج قسم است:

 

اول: صدقه مال، که همان بذل و تصدق و انفاق است.

دوم: صدقه جاه و مقام، که شجاعت و واسطه شدن است (برای رفع حوائج و مشکلات دیگران).

سوم: صدقه عقل و نظر، که همان مشورت و  شور دادن است.  

از پیامبر اکرم(ص) نقل شده که فرمودند: صدقه بدهید بر برادرانتان با علمی که او را راهنمایی کند و رأی و نظری که او را استوار سازد و آموزش را اصلاح نماید.

چهارم: صدقه علم، و آن بذل علم به اهلش و نشر و گسترش آن بذل علم  به اهلش و نشر و گسترش آن بر مستحق آن است.

حضرت محمد(ص) در این رابطه فرموده اند: از صدقه اینکه آدمی علم را به مردم تعلیم دهد و فرمود: زکات علم، یاد دادن آن به کسی که نمی‌داند.

پنجم: صدقه زبان، که همان اصلاح و وساطت بین مردم و کوشش در خاموش کردن چیزهایی که موجب افروختن کینه‌ها و خصوصیات‌هاست و اصلاح و آشتی دادن میان افراد. 

از رسول خدا(ص) نقل شده که فرمودند: با فضیلت‌ترین صدقه، صدقه زبان است. عرض کردند: یا رسول‌الله صدقه زبان چیست؟

فرمودند: شفاعتی که به  واسطه آن، اسیری(بیچاره و مظلومی) را آزاد کند و از ریختن خونی مانع گردد و به برادر خویش خیری رساند و بدی و ناخوشایندی را از او دفع نماید.

 

منابع:

1-نهج‌البلاغه، ص 494، حکمت 137 و 138

2-بحارالانوار، ج 75، ص68

3-کافی، ج 4، ص 3

4-مشکاة‌الانوار، ص 70

5-آموزه‌های اخلاقی در کلام معصومین، ص 260 – 249 – 250

6-بحارالانوار ، ج 73 ، ص 138

7-عدةالداعی، ص 71 – 72

8- بحارالانوار ، ج 93، ص 137

 

منبع:http://www.yjc.ir/

آسانسور بهشت چگونه کار می‌کند

بدانید که آسانسور بهشت با قرآن کار می‌کند، یعنی هرچقدر بخوانی بالاتر می‌روی و هرجا که نخواندی آسانسور می‌ایستد و باید پیاده شوی...

عقیق:مرحوم آیت‌الله مجتهدی تهرانی در سلسله توصیه‌های خود به طلاب راهکارهای موفقیت در تحصیل را به آنان گوشزد کرده است.

برنامه علمی

پیش‌مطالعه

قبل از این که در کلاس درس حاضر شوید، درسی را که استاد قرار است بگوید، مطالعه کنید، تا با بحث مورد نظر آشنا شوید؛ زیرا پیش‌مطالعه، در فهمیدن بهتر درس موثر می‌باشد؛ مثلا اگر امروز می‌خواهید باب حروف جر را مطالعه کنید، نخست متن درس را نگاه کنید و آنجایی را که متوجه نمی‌شوید، حواستان را در کلاس خوب جمع کنید و گوش بدهید تا آنجایی را که مطلب نامفهوم بود، توسط استاد برای شما روشن گردد.

وقتی که ما طلبه بودیم و مغنی می‌خواندیم، قبل از درس، جامع‌الشواهد را برداشته و معنی اشعار و شواهد را می‌نوشتیم و به این صورت برای درس آماده می‌شدیم.

توجه هنگام تدریس استاد

 در کلاس درس و موقع تدریس استاد، خوب گوش دهید، به این طرف و آن طرف نگاه نکنید؛ با دیگری صحبت نکنید، فکرتان جای دیگری نباشد و خلاصه این که در موقع تدریس استاد، از آنچه که باعث می‌شود حواس شما به جای دیگر متوجه شود، خودداری کنید.

مطالعه بعد از تدریس

بعد از تدریس استاد، باید آن درس را دوباره مطالعه کنید، برای مباحثه آماده شوید و مطالبی را که اگر احیاناً نفهمیدید مشخص کنید تا در مباحثه کردن رفع شود.

مباحثه

روز بعد (درس گذشته را) مباحثه کنید.

مرور

بعد از اتمام تحصیل یک باره کتاب را کنار نگذارید، بلکه دوباره کتاب را دوره کنید.

تدریس

بعد از تدریس کل کتاب توسط استاد، مباحثه و رعایت موارد دیگر آن، خودتان آن کتاب را تدریس کنید. با این کار علاوه بر این که در این خصوص خُبره می‌شوید، بلکه زکات علم خود را هم پرداخته‌اید.(1)

مطالعه کتاب‌های غیردرسی

روزهای تعطیلی پنج‌شنبه و جمعه کتاب‌هایی را که می‌خوانید، خلاصه نویسی کرده و پیرامون مطالب کتاب تحقیق نمایید؛ البته کتاب‌های جنبی دیگر که متن درسی نیستند را نیز مطالعه کنید.

اما برنامه عملی:

بهره‌برداری از قرآن

در کنار درس و تعلیم و تعلم که شما را با سواد می‌کند، باید از قرآن کریم و احادیث اهل‌بیت‌(ع) نیز استفاده و بهره‌برداری کنیدع چون بعدها شما می‌خواهید خطیب، سخنران، مؤلف، مترجم و یا مدرس و غیره شوید بنابراین از آیات قرآن و احادیث بی‌نیاز نخواهید بود، بلکه رمز موفقیت شما حفظ آیات و احادیث اهل‌بیت‌(ع) است.(2) زیرا مردم از شما قرآن و حدیث و روایات می‌خواهند و اموری مثل ضَرَبَ ضَرَبا و قواعد منطق و اصول و فلسفه و بقیه دروس حوزوی، مورد توجه آنها نیست، اگر از این‌ها سخن به میان بیاورید، خسته و ملول می‌شوند، لذا از همین الان تصمیم بگیرید قرآن و حدیث را حفظ کنید.(3)، بر اساس همین اصل است که مرحوم آیةالله العظمی شاه‌آبادی، استاد عرفان امام (اعلی‌الله مقامهما) می‌گفتند: تمام علوم در سکرات موت و لحظه جان دادن، از انسان گرفته می‌شود مگر علوم قرآنی.

آسانسور

پس بروید به دنبال علمی که جاودانه است، یعنی قرآن را بخوانید و حفظ کنید.(4) و بدانید که آسانسور بهشت با قرآن کار می‌کند؛ یعنی هرچقدر بخوانی بالاتر می‌روی و هرجا که نخواندی آسانسور می‌ایستد و باید پیاده شوی.

حضرت رسول اکرم‌(ص) فرمودند: حَمَلَةُالقُرآنِ عُرَفاءُ اَهلِ الجَنَّةِ(5)حافظان و حاملان قرآن عارفان اهل بهشت هستند، تا جوان هستید قرآن کریم را حفظ کنید، چون آیاتی را که ما در جوانی حفظ کرده‌ایم، الان به خاطر داریم.

سعی کنید هر روز مقداری قرآن بخوانید(6) و در معانی آن فکر کنید و از خداوند بخواهید که به شما توفیق  دهد که به آن عمل کنید. حضرت امیرمؤمنان علی‌(ع) فرمودند: اَلا لا خَیرَ فی قِرائةٍ لَیسَ فِیها تَدَبُّرٌ(7)آگاه باشید، خیری در قرآن خواندنی که با تفکر و تدبّر نباشد؛ نیست.

خداوند متعال در قرآن کریم از بندگان شکایت می‌کند که چرا در آیات قرآن تدبر نمی‌کنید، اَفَلا یَتَدَبَّرُون القُرآنَ(8) حضرت زین‌العابدین (ع) فرمودند: آیات قرآن خزاین و گنجینه‌ است، پس هروقت گنجینه‌ای باز شد سزاوار است تو در آن نگاه کنی. (9)

 

پی نوشت ها:

1_(بحار ج78 ص111)

2_(بحارالانوار ج2 ص151)

3_(بحار ج92 ص177 و خصال ج1 ص7)

4_(اصول کافی ج4 ص409 و ثواب‌الاعمال ص127)

5_(بحار ج 92 ص 177 و معانی الاخار ص 226)

6_(سوره مزمل آیه 20)

7_(بحار ج2 ص49 و معانی الاخبار ص 226)

8_(سوره نساء آیه 82)

9_(اصول کافی ج4 ص41.2)

منبع: آداب الطلاب

211008

   منبع:http://aghigh.ir/fa/news/12118/

معرفی نرم افزارهای قرآنی

***نرم افزار قرآن سه بعدی …


شاید شما نیز تاکنون از یکی از نرم افزارهای جامعی که در مورد قرآن کریم ساخته شده است استفاده کرده باشید .

اما شما نیز با من هم عقیده باشید که مرور و قرائت آیات الهی قرآن کریم بر روی یک رحل قرآن و ورق زدن آن – به جای خواندن قرآن بر روی مانیتور و با استفاده بالا و پایین کردن ماوس و دکمه های کیبورد حس حال دیگری دارد …

اینبار قصد معرفی نرم افزاری جالب را داریم که با استفاده از آن قادرید یک محیط شبیه سازی شده سه بعدی را برای مرور آیات قرآنی تجربه کنید .
در این نرم افزار شما می توانید به صورت کاملا سه بعدی اقدام به خواندن قرآن مجید با خط زیبای عثمان طه، کنید .

شما به راحتی قادرید تا موقعیت رحل قرآن و زاویه قرار گیری قرآن و فاصله قرآن تا چشمان خود را تغییر داده و با استفاده از ماوس به راحتی صفحات قرآن را ورق بزنید .
بی شک حسی که بعد از ورق زدن هر برگ از قرآن به شما دست خواهد داد بسیار نزدیک به حسی است که یک قرآن واقعی را ورق می زنید …
همچنین از آنجایی که نرم افزار فوق به صورت Portable (بدون نیاز به نصب) تهیه شده است ، می توانید آن را بر روی کول دیسک و یا انواع مختلف حافظه های جانبی انتقال داده و هر مکانی که دسترسی به سیتم عامل ویندوز دارید به مرور آیات قرآنی بپردازید

منبع:
http://www.shahvar.net/

***نرم افزار قرآنی «ترنم وحی»


معرفی کوتاه اثر:
این اثر مجموعه کامل و دانشنامه ی نفیسی از علوم قرآنی است که برای عموم جامعه علی الخصوص جوانان و نوجوانان و قشر دانشجو مورد توجه میباشد و سعی گردیده است در این اثر زیبایی مفاهیم و علوم قرآنی در کنار جذابیتها و هنرهای تصویری ارائه شود تا سلیقه زیباپسند کاربر قرآن پژوه را، هم از لحاظ محتوی اقناع کند و هم از لحاظ ظاهر.

ویژگیهای قابل توجه اثر:
برترین نرم افزار قرآنی نمایشگاه بین المللی قرآن کریم.
دارای لوح افتخار دومین جشنواره رسانه های دیجیتال.
اولین نرم افزار قرآنی قابل update از طریق اینترنت.
اولین نرم افزار قرآنی با قابلیت نمایش ترجمه تمام عبارات قرآن به صورت hint بر روی همان عبارت.
اولین نرم افزار قرآنی پویا نمایی شده و با قابلیت تغییر رنگ صفحات و جذابیت های دیگر تصویری.
اولین نرم افزار قرآنی با قابلیت برنامه ریزی تلاوت و امکان یادآوری حتی در صورت بسته بودن برنامه.
متن کامل قرآن کریم با خط عثمان طه و امکان رنگی شدن آیات به همراه ۱۰ ترجمه فارسی، ۴ ترجمه انگلیسی و ۴ ترجمه به زبانهای دیگر
5دوره تفسیر کامل قرآن (نمونه، المیزان، مجمع البیان، راهنما و تفسیر ادبی و عرفانی خواجه عبدالله انصاری).
ترجمه منظوم.
شأن نزول آیات قرآن کریم.
شرح آیات الاحکام.
دو دوره تجزیه و ترکیب کامل قرآن کریم.
جستجوی لفظی و موضوعی منحصر به فرد و جامع آیات قرآن.
فرهنگ واژگان و فهرست اعلام و …
2دوره تلاوت قرآن کریم با صدای استاد پرهیزکار و استاد سعد الغامدی و یک دوره تلاوت جزء سی برای کودکان.
ترجمه گویای قرآن کریم.
نمایش ویژه سطر به سطر تمامی آیات قرآن به همراه ترجمه آن.
کتابخانه ای دارای ۴۰ عنوان کتاب و ۱۱۴ مقاله با امکان یادداشت برداری و جستجو و update از طریق اینترنت.
بیش از هزار پرسش و پاسخ قرآنی با قابلیت جستجو و یادداشت برداری و update از طریق اینترنت.
قرآن مجلسی که شامل مجموعه ای از تلاوتهای مشهور قاریان ایران و جهان بوده و قابلیت نمایش مقام آیات در حال تلاوت را نیز دارا میباشد.
استخاره با قرآن (به همراه آداب استخاره و روایات و نکات و شبهات مربوط به آن).
تواشیح ( مجموعه ای از نواها و تواشیح های کامل قرآنی)
دانستنیهای قرآن (احکام قرآن- آداب قرآن- فضائل قرآن از لسان قرآن و روایات).
نگارخانه (شامل تصاویر نسخ خطی قرآن کریم به همراه شرح و توضیح).
مثلهای قرآن (شامل شرح و تفسیر ۶۰ مثل قرآنی).
قصص قرآن.
آموزش حفظ ( با امکان تمرین و تکرار آیات).
آموزش روخوانی و تجوید.

منبع:
http://www.taranomsoft.com/

 

***سروش ایمان

سروش ایمان: اولین نرم افزار آموزش هوشمند قرائت قران در جهان اسلام

در این نرم افزار امکانات مختلفی چون آموزش نماز، احکام، قران و مفاهیم وجود دارد.
خصوصیتی که این نرم افزار را از سایر محصولات مشابه متمایز می کند آموزش هوشمند قرائت است.
این نرم افزار به صورت هوشمند قرائت شما را ضبط کرده و تجزیه و تحلیل می کند و اشکالات آن را به شما می گوید و به شما امتیاز می دهد تا بتوانید بر اساس امتیاز داده شده اشکالات خود را برطرف کرده و قرائت خود را بهبود ببخشید تا صحت آن افزایش پیدا کند.


ویژگی های نسخه کامل:

1- اولین خود آموز دو طرفه تصحیح قرائت قرآن کریم

2- امتیاز دهی هوشمند به قرائت کاربر

3- قرائت کامل قرآن کریم با صدای استاد پرهیزکار

4- ترجمه به بیش از 10 زبان زنده دنیا ( شامل انگلیسی، مالی، آلمانی، فرانسه و ... )

5- تشخیص خودکار زیر و بمی صدای کاربر

6- جستجوی پیشرفته و سریع در تمامی ترجمه ها

7- جستجوی پیشرفته و سریع در کل قرآن

8- امکان ضبط و پخش صدای کاربر برای تشخیص بهتر

این نرم افزار برای کسانی که می خواهند قران را حفظ کنند بسیار مفید به نظر می رسد.
و محصولی از شرکت سروش مهر است

***نرم افزار زمزم ۴ - قرآن و حدیث

تلاش در ساخت نرم افزارهای علوم اسلامی، کاری بس دشوار و مسئولیتی با ارزش و ماندگار است و این رسالت، بر دوش دست اندر کاران و متخصصان علوم رایانه‌ای و مراکز علمی پژوهشی است.

نرم افزار "زمزم قرآن و حدیث" شامل کتب و آثاری است که در زمینه علوم سیاسی به رشته تحریر درآمده و به چاپ رسیده است.

نرم افزار زمزم قرآن و حدیث که منعکس کننده تلاش چندین ساله محققان و پژوهشگران متعهد این پژوهشکده می‌باشد، به همت معاونت اطلاع رسانی، و مدیریت فناوری و اطلاعات، و با همکاری و مشارکت "مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور" و سایر همکاران تهیه و تنظیم شده است.

محتویات نرم افزار قرآن و حدیث

• آشنایی با علم تجوید و آموزش ترجمه قرآن

• تفسیر اجمالی برخی از سور و تفاسیر موضوعی

• مروری بر شیوه‌های تفسیر و آشنایی با مفسران

• آشنایی با معارف و تعالیم قرآن

• مجموعه‌ای از احادیث معصومین (علیهمالسلام)

امکانات

• ارتباط منطقی میان واژگان و متن کتب از طریق فهرست کلمان و جستجوی عبارات

• ارائه امکانات فنی جهت انجام پژوهش‌های موضوعی در کتب

• عرضه فهرست‌ها و نمایه‌های مختلف (ایندکس) جهت تسهیل در امر تحقیق

• پژوهش در متن از طریق فهرست درختی و گزینشی

• امکان تنظیم فهرست کتب بر اساس الگوی دلخواه

• استفاده از امکانات پژوهشی، مانند نمایه زنی، حاشیه‌نویسی، رنگی کردن و علامت‌گذاری

• امکان یادداشت‌برداری، گزینش متن، ویرایش و چاپ مطالب مورد نظر

• ارتباط لغت‌نامه با متن کتب برنامه

نرم افزار قرآن و حدیث با امکانات یادشده، در قالب یک حلقه لوح فشرده در فروشگاه‌های سپاه و دفاتر فروش مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور قابل عرضه می‌باشد.

آثار علوم قرآنی علامه قرآن پژوه آیت الله محمد هادی معرفت که در یک مجموعه 10 جلدی با عنوان " التمهید فی علوم القرآن "چاپ و منتشر شده بود ، نمایه سازی موضوعی شده و در قالب نرم افزاری با عنوان " التمهید " تکثیر و توزیع گردید و به قرآن پژوهان کشور تقدیم شد.

 

***اصطلاح نامه علوم قرآنی

 یکی از ماندگارترین کارهای مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی است که در این اواخر ، در دو مرحله به انجام رسیده است.
مرحله اول : در دهه هفتاد که با تلاش های چند تن از محققان مرکز ، قریب به پنج هزار اصطلاح تحقیق ، تدوین و چاپ و منتشر شد.
مرحله دوم : در دهه هشتاد که محققان نمایه سازی هنگام نمایه منابع علوم قرآنی به اصطلاحات جدیدی دست یافته و به کمیته تدوین اصطلاح نامه علوم قرآنی پیشنهاد کردند.
طبعا این اصطلاح نامه بار دگر مورد بررسی و بازبینی قرار گرفت و علاوه بر تغییر برخی از رابطه ها ( مانند : اعم ، اخص ، مترادف و وابسته ) ، بسیاری از اصطلاحات جدید نیز افزوده شد و تعداد اصطلاحات تصویب شده از قریب به پنج هزار عدد به بیش از ده هزار عدد رسید و زمینه فعالیت نمایه سازی منابع علوم قرآنی را تسهیل کرد.
بر اساس همین اصطلاح نامه بسیاری از منابع علوم قرآنی ، از جمله آثار ارزشمند علامه فرزانه آیت الله محمد هادی معرفت نمایه سازی موضوعی شد و در قالب نرم افزاری منتشر گردید

اصطلاح نامه: شامل حدود11000 اصطلاح علوم قرآنی و بیش از 5000 اصطلاح علوم مرتبط (بعنوان پایه در سازماندهی اطلاعات این پایگاه)
امکان نمایش جایگاه هر اصطلاح در نظام های: الفبایی، نظام یافته، درختی، چرخشی،
فرهنگ نامه: توضیحات مفهومی بیش از 3600 اصطلاح علوم قرآنی بهمراه ارجاعات
نمایه سازی: نمایه موضوعی 56 جلد از کتابهای علوم قرآنی با بیش از  22500 نمایه
منابع شناسی: شناسنامه اجمالی بیش از 560جلد از منابع علوم قرآنی همراه با متن الکترونیکی 150 جلد از آنها
فهرست تحلیلی موضوعی: حدود 330 جلد از کتابهای علوم قرآنی
اعلام: زندگی نامه بیش از 850 تن از شخصیتها و دانشمندان مورد بحث در علوم قرآنی
مقالات: متن کامل 327 مقاله علوم قرآنی
قرآن: متن کامل قرآن کریم با جستجوهای گوناگون
پایان نامه ها: معرفی بیش از 2100 پایان نامه قرآنی (حوزوی و دانشگاهی) همراه با چکیده
تصاویر: بیش از 130 قطعه از تصاویر مصاحف قرآنی
پایگاه ها معرفی 50 پایگاه و شبکه قرآنی اینترنتی
جستجو: امکان جستجوی پیشرفته در تمامی اطلاعات پایگاه
یادداشت: امکان یادداشت برداری از اطلاعات مورد نظر و فراخوانی آن در محیطورد

 

***انديشه قرآني ۲ تربيت محقق

محتوا و امکانات نرم افزار :

۱. شيوه تحقيق درتفسير به ترتيب مصحف، حجت الاسلام والمسلمين دکتر علي نصيري

۲. شيوه تحقيق در تفسير به ترتيب نزول، حجتالاسلاموالمسلميندکتر عبدالکريم بهجت پور

۳. شيوه ‌هاي نوين مطالعات قرآني، حجت الاسلام والمسلمين دکتر محمد علي رضايي اصفهاني

۴. شيوه تحقيق درتفسيرموضوعي،حجت الاسلام والمسلمين دکتر سيد رضا مؤدب

۵. شيوه تحقيق درتفسير روايي مقارن، حجت الاسلام والمسلمين دکتر مهدي رستم نژاد

۶. شيوه تحقيق و نقد مباحث مستشرقان‌، حجت الاسلام والمسلمين دکتر محمد جواد اسکندر لو

7.تجربيات اساتيد در زمينه تحقيق در تفسير، حجت الاسلام والمسلمين استاد علي اکبر بابايي

 

***محتوا وامکاناتنرم افزارکتابخانه اعتقادات و پاسخ به شبهات

-  متن کامل ۲۰۵ جلد کتاب در موضوع اعتقادات و پاسخ به شبهات، مانند: آشنايي با پيشينه، مباني و ديدگاه هاي جريان وهابيت، بررسي جايگاه اهل بيت در قرآن، پاسخ به شبهات در شب هاي پيشاور، پاسخهاي ما به پرسشهاي اهل سنت، تحريف ناپذيري قرآن، توسل و رابطه آن با توحيد، شيعه شناسي و پاسخ به شبهات، غدير در پرتو کتاب و سنت، پاسخهاي اهل سنت به شبهه هاي وهابيت، پژوهشي درباره خمس و پاسخ به شبهات آن

-  متن کامل قرآن کريم با ترجمه فارسي استاد فولادوند

-  ۱۰ عنوان لغت نامه معتبر با قابليت جستجو و ارتباط با متون برنامه

-  ۲۰۰ قطعه تصوير از اماکن مذهبي: مکه، مدينه، کربلا، نجف، کوفه و سوريه

-  جستجوي ساده و پيشرفته در متن و فهرست با امکان محدود کردن به دامنه هاي گوناگون محتوايي

-  ارائه بيش از ۶۰ عنوان فيلم، صوت و نرم افزارهاي اسلامي ويژه تلفن همراه (ارائه شده در محتويات لوح فشرده برنامه)

تولید نرم‌افزار 2300 پایان‌نامه دانشجویی علوم قرآنی ***

نرم‌افزار 2300 پایان‌نامه دانشجویی دانشكده علوم قرآنی سازمان اوقاف و امور خیریه

 

***مجموعه پرسمان بدون  مرز  نرم افزاری تهیه شده از کتاب " پرسمان علوم قرآنی " را كه کاری از مرکز فرهنگ و معارف قرآن می باشد و به سفارش کانون گفتمان قرآن تهیه و طراحی شده است را تقديم شما كاربران و به خصوص پژوهشگران ديني مي نمايد. از جمله عناوین موجود در نرم افزار میتوان به......  تاریخ قرآن ، تحریف ناپذیری قرآن ، ناسخ و منسوخ ، محکم و متشابه و تفسیر و تأویل اشاره کرد .همچنين از امکانات این برنامه میتوان به انواع جستجو : جستجو در متن ، جستجو در سوالات و جستجو در کل متن کتاب ، خصوصی کردن تنظیمات ، معرفی مراکز پاسخگو و ... اشاره کرد.این نرم افزار به صورت پرتابل بوده و نيازي به نصب ندارد و تنها با کليک بر روي آيکون برنامه اجرا مي شود.

***معرفي نرم افزار شجره طوبي ( علوم و معارف قرآن(


خبرگزاری آریا- مركز فرهنگ و معارف قرآن تا كنون بيش از 55 عنوان اثر قرآني تدوين و منتشر نموده است كه داراي كلان پروژه هاي فرهنگ نامه اي و دائره المعارفي مي باشد كه در اين نرم افزار ارائه گرديده است.
به گزارش خبرگزاری آریا از قم، آثار مركز فرهنگ و معارف قرآن كه در اين نرم افزار جمع آوري است:
–فرهنگ نامه ها
1-تفسیر راهنما: تفسير ترتيبي كه شامل 20 جلد از اول تا آخر قرآن بصورت فيش برداري ذيل هر آيه
تفسير موضوعي داراي سه هزار موضوع اصلي و صد و سي هزار موضوع فرعي به همراه فيش ها
2-فرهنگ قرآن : فرهنگ قرآن در 33 جلد با بيش از 64000 موضوع قرآني
3-فرهنگ موضوعي تفاسير: فيش برداري و موضوع نگاري بيست دوره تفسير ( ده دوره تفسير شيعه و ده دوره تفسير اهل سنت در 350 مجلد) با بيش از 37000 موضوع دستبه بندي شده از تفاسير بيست گانه
4-اعلام قرآن : در سه جلد تمامي اعلام ( اعم از اعلام اشخاص؛ امكان ؛ ازمنه و ... به كار رفته در قرآن و تفاسير) به صورت الفبايي مرتب گرديده است.
 - دائره المعارف ها
دائره المعارف قرآن با پيش بيني 25 مجلد كه تاكنون ده جلد آن منتشر گرديده است كه در اين ده جلد بيش از هزار مقاله قرآني تدوين گرديده است.
 -  تفاسير
علاوه بر تفسير راهنما چندين اثر تفسيري ديگر در مركز تدوين شده است.
1-جرعه اي از زلال قرآن
2-تفسير قرآن اسختراج شده از آثار شيخ مفيد
3-تفسير قرآن استخراج شده از آثار شيخ انصاري
4-تفسير بيان
  - علوم قرآن
1-علوم القرآن عند التفسير سه جلد
2-معجم الدراسات القرآنيه (دو جلد)
3- و بيش از 25 عنوان كتب علوم قرآني ديگر
-   پرسمانهاي قرآني
مركز فرهنگ و معارف قرآن براي پاسخ به سوالات قرآني مردم در واحدي به همين نام با 19 عنوان كتاب از پرسش هاي مردم به صورت موضوعي مثل پرسمان نماز ؛ پرسمان قرائت قرآن و.... تدوين كرده است كه در اين نرم افزار قرار گرفته است.

منبع:    http://quranvacomputer.blogfa.com/post/2

داستان

راهنمایی و گذشت

روزی امام موسی کاظم علیه السلام ، از کوچه ای در شهر بغداد، عبور می کرد. متوجه شد که چند نفر در یک خانه مشغول گناه هستند. آن حضرت علیه السلام خیلی ناراحت شد؛ چون کارهای بد صاحب آن خانه، خدای خوب و مهربان را خیلی ناراحت می کرد. یکدفعه خدمتکار آن خانه برای انجام کاری بیرون آمد. امام کاظم علیه السلام با حرف هایی که به او زدند، ناراحتی خود را از کار زشت صاحب آن خانه، اعلام کردند. وقتی خدمتکار، حرف های امام کاظم علیه السلام را به صاحب خانه گفت، مرد صاحب خانه از کارهای زشتش خجالت کشید، پشیمان شد و با عجله، پابرهنه به دنبال امام علیه السلام دوید. او با گریه از امام عذرخواهی کرد. امام کاظم علیه السلام که خیلی مهربان بود، عذرخواهی او را قبول کرد و به او فرمود: «من تو را بخشیدم، امیدوارم که خدای متعال نیز از تو بگذرد»

بهانه آفرینش(شهادت حضرت زهرا علیه االسلام)

او، الگوی همه زنان عالمْ در زندگی، راز و نیاز، عبادت، اخلاق و ایمان بود. همسری مهربان و فداکار برای حضرت علی علیه السلام و مادری دل سوز و شایسته برای فرزندانش و الگویی نمونه برای همه زنان و مادران بود. او، دختر پیامبر بود و در اخلاق و عبادتْ مانندی نداشت. در هنگام ولادت با برکتش، آسمان از برکت وجود او نورْباران بود. می دانی نام آن حضرت چیست؟ آری درست حدس زدی، حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام .


امروز همه دنیا عزادارند. امروز همه دل ها غمگین و پرغصه اند. امروز از چشم ها باران اشک جاری است. امروز، روزِ شهادت مظلومانه مادر اهل بیت و ائمه، حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام است؛ روزی که فرشتگان هم از این غمِ بزرگ، غمگین و گریانند. امروز سوم جمادی الثانی، و به روایتی، روز شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام است.


چند وقتی می شد که حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام در بستر بیماری افتاده بود. آن روز تلخ، حضرت فاطمه چشم هایش را باز کرد و کودکان دلبندش را نوازش نمود و وصیت های خود را به آنان فرمود، ولی خیلی زود چشم هایش را بست و برای همیشه دنیا را وداع گفت. حسن و حسین، زینب و ام کلثوم گریه می کردند و حضرت علی علیه السلام پریشان و غمگین از مسجد به خانه آمد، ولی حضرت زهرا علیهاالسلام برای همیشه از دنیا رفته بود و علی و کودکانش را تنها گذاشته بود.

حضرت زینب(سلام الله علیها)

حضرت زینب(سلام الله علیها) در پنجم جمادی الاول سال پنجم یا ششم هجری ـ یعنی دو یا سه سال پس از ولادت برادر بزرگوارش امام حسین علیه السلام ـ در مدینه دیده به جهان گشود. او سومین ثمره پیوند فرخنده علی علیه السلام و فاطمه(سلام الله علیها) بود. کنیه آن حضرت ام کلثوم و ام الحسن، و لقب های ایشان، عقیله، عقیله بنی هاشم، عقیلة الطالبین، عقیلة النساء، عقیله قریش، زینب کبری، صدیقه صغری، علامه غیر معلمه، عارفه، عامله، شریکة الحسین، شجاعه، محبوبة مصطفی، زاهده و باکیه بوده است. این بانوی بزرگوار در سال هفدهم هجری با پسر عموی خود، عبدالله بن جعفر بن ابی طالب ازدواج کرد و این ازدواج بر اساس سخن پیامبر خداصلی الله علیه و آله و سلم که فرموده بود: «بناتنا لبنینا و بنونا لبناتنا؛ دختران ما برای پسران ما و پسرانمان از برای دخترانمان هستند»صورت گرفت.

حاصل این ازدواج، چهار یا پنج فرزند به نام های محمد، جعفر، عون، علی و ام کلثوم بود که عون و محمد در رکاب دایی گرامی شان، امام حسینعلیه السلام، شهید شدند. حضرت زینب(سلام الله علیها) در طول سال های زندگی خود با حوادث و مصیبت های بسیار تلخی روبه رو شد، تا آنجا که به «ام المصائب» شهرت یافت.

 

  1. تولد امام

سال 57 ق، سال تولد امام پنجم، حضرت امام محمدباقر علیه السلام است. امام عزیزی که استاد همه دانش ها بود و مردم از سراسر دنیا، برای استفاده از دانش ایشان، به نزدشان می رفتند. امام باقر علیه السلام فرزند امام سجاد علیه السلام وفاطمه، دختر امام مجتبی علیه السلام هستند؛ یعنی امام پنجم ما، هم نوه امام حسن مجتبی علیه السلام است و هم نوه امام حسین علیه السلام . ایشان در سال 57 به دنیا آمدند و 57 سال هم زندگی کردند و مردم را از علم و دانش خود بهره مند ساختند.

  1. استفاده از دانش امام

ما که امام باقر علیه السلام را ندیدیم و در زمان ایشان زندگی نکردیم، می توانیم با مطالعه سخنان آن حضرت، از علم و دانش آن امام بزرگ، استفاده کنیم و با انجام دستوراتی که ایشان داده اند، وارد جاده خوشبختی شویم. امام باقر علیه السلام می تواند با راهنمایی هایی که برای ما به یادگار گذاشته، ما را از موفق ترین انسان های دنیا کند، فقط به این شرط که صحبت های ایشان و نیز سایر امامان و رهبران دین را خوب یاد بگیریم و حتما به آن ها عمل کنیم.

 

داستانی از امام حسن عسکری (ع)

حیوان نا آرام

خلیفه اسب یا استری چموش و خطرناک داشت که هیچ کس نتوانسته بود آن را رام کند و سوارش شود. یک روز از امام خواست تا سوار آن اسب وحشی شود. قصدش این بود که حیوان امام را به زمین بکوبد یا با لگد به او صدمه بزند. امیدوار بود که امام با این حادثه کشته و یا زخمی شود.

امام حسن عسگری(ع) جلو رفت. دستش را روی سر اسب گذاشت و نوازش کرد و به آرامی سوارش شد و به طرف خلیفه حرکت کرد و فرمود:« این حیوان که بسیار آرام ونجیب است ! » خلیفه که از خجالت و دسپاچگی نمی دانست چه کند گفت:«حالا که توانستید آن را رام کنید من آن را به شما هدیه می دهم.»

 .

.

.

لیله المبیت

در یکی از روزها جبرئیل به پیامبر خبر داد مشرکان قصد دارند آن حضرت را به قتل برسانند و باید هر طوری شده از مکه خارج شود،حضرت این خبر را به علی علیه السلام داد .تصمیم گرفتند که پیامبر شبانه و مخفیانه از مکه خارج شود و علی علیه السلام در بسترش بخوابد.

آن شب را که لیله المبیت می نامند،پیامبر از مکه خارج شد و حضرت علی در بستر پیامبر خوابید و خود را در خطر ضربات شمشیر دشمنان قرار داد تا پیامبر به سلامت به مدینه رسیدند.

 آیه “و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رؤف بالعباد؛بعضی از مردم، جان خود را در برابر خشنودی‌های خدا می‌فروشند و خدا نسبت به بندگان رؤوف است.” در شان امام علی علیه السلام در ماجرای لیلة المبیت نازل شده است.(بقره آیه 207)

.

.

.

خلاصه ي داستان حضرت صالح (عليه السلام):

     

حضرت صالح (عليه السلام) از طرف خداوند برای هدایت قوم ثمود که خود یکی از آنها بود انتخاب شد

قوم ثمود در سرزمین « حجر » زندگی می کردند . این سرزمین بین سوریه و عربستان قرار دارد و هنوز هم آثاری از خانه های آنها در آن موجود است

قوم ثمود مردمی مُتمدّن بودند . آنها با مهارت خاصّی از کوهها برای خود قصر می ساختند و از دشتهای سرسبز نیز برای سکونت استفاده می کردند و در کنار باغ ها و کشتزارها و چشمه سارها و نخلستانها زندگی آسوده و خوشی داشتند . ظاهراً آنان زمستانها را در خانه های کوهستانی و تابستانها را در باغ های سرسبز می گذراندند . قوم ثمود بین 300 تا 1000 سال عمر می کردند .

.

.

.

حضرت عیسی(ع)
حضرت عیسی (ع ) یکی از پیامبران  بزرگ خداوند  بود  که از هما ن ابتدای تولد به پیامبری بر گزیده شد. او از مادری متولّد شد که در میان مردم به پاکی ودرستی مشهور بود. او از همان آغاز زندگی مردم را به اطاعت خداوند و دوری کردن از کفر و بت پرستی ،تشویق می کرد. عیسی  با معجزاتی که خداوند بزرگ   به او داده بود مردم را به سوی  خدا دعوت می کرد و حقا نیّت خود را به  اثبا ت می ر سا ند.

منبع: http://notarin.ir

 

ضرب المثل های قرآنی

 ضرب المثل هایی که منشأ آنها آیات قرآن بوده و یا اشاره به آنها دارند.

نکویی گر کنی منت منه زان           که باطل شد ز منت جود و احسان

آیه ۲۶۳ سوره بقره :   ای مؤمنان صدقات خود را با منت و اذیت باطل نکنید.

بهشت را به بهانه نمی دهند و به بها می دهند.

آیه ۱۱۱ سوره توبه : بهای بهشت را جان و مال مؤمنان می داند.در حقیقت خدا از مؤمنان جان و مالشان را به اینکه بهشت برای آنان باشد خریده است...

بی امر حق نمی افتد برگی از درخت

آیه ۵۹ سوره انعام : چندین علم را در انحصار خدا می داند یکی از آنان این است که هیچ برگی از درخت (کم ترین کار) بدون اذن و اطلاع او نیست.  ...و هیچ برگی فرو نمی افتد مگر آن را می داند و ...

حسابش با کرام الکاتبین است.

آیات ۱۰ و ۱۱ سوره انفطار : وَ إنَّ عَلَیکُم لَحَافِظینَ()کِراماً کَاتِبینَ() البته نگهبانانی بر شما مراقبند() نویسندگان اعمال شما و فرشتگان مقرب خداوند.

ذکر حق دل را منور میکند.

آیه ۲۸ سوره رعد : آنها که به خدا ایمان آورده اند دلهایشان به یاد خدا آرام گیرد. آگاه باشید که دلها فقط با یاد خدا آرام گیرد.

از آن روزی که عالم را نهادند            به هر کس هرچه لایق بود دادند

آیه ۵۰ سوره طه : خدای ما آنی است که هر موجود عالم را خلقت خودش را بخشید ، سپس هدایت کرد.

لقمان را گفتند : ادب از که آموختی ، گفت : از بی ادبان

آیه ۱۲ سوره لقمان : ما به لقمان حکمت را عطا کردیم که شاکر باش. هر کس شکر حق گوید به نفع خود اوست و هر کس کفران نماید خداوند بی نیاز ستوده است. از آیه ۱۲ به بعد نصایح لقمان به فرزندش آغاز می شود.

چون قضا آید چه سود از احتیاط

آیه ۱۱ سوره رعد  یا آیه ۳۴ سوره اعراف: آنگاه که مرگشان فرا رسد ، ساعتی تقدیم و تأخیر نخواهد داشت.

از چوب به جز موسی عمران نکند مار

آیه ۱۰۷ سوره اعراف : موسی عصایش را افکند و ناگاه تبدیل به اژدهایی بزرگ شد. 

اگر همه شب ، شب قدر بودی             شب قدر بی قدر بودی

اهمیت شب قدر و نیز سوره قدر منشأ این ضرب المثل است. آِیه ۱ سوره قدر : ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم.

باران که در لطافت طبعش خلاف نیست        در باغ لاله روید و در شوره زار خس

آیه ۴ سوره رعد : در زمین قطعاتی مجاور است و زمینی برای انگور و زمینی برای زراعت دیگر و نخلهای گوناگون که همه با یک آب آبیاری می شوند و ما بعضی را در خوردن ب بعضی ترجیح دادیم و در همه اینها نشانه هایی است برای قومی که می اندیشند.

با مرگ کجا سود کند قلعه محکم

آیه ۷۸ سوره نساء : هر کجا باشید مرگ شما را فرا گیرد هر چند در قلعه های محکم و بلند باشید.

آتش که به بیشه افتاد خشک و تر با هم بسوزد.

آیه ۲۵ سوره انفال : بترسید از فتنه و بلایی که اگر نازل شود ، مخصوص ستمکاران نباشد ـ همه را فرا گیرد ـ و بدانید که خداوند سخت انتقام گیرنده است.

ای فقیه اول نصیحت گوی نفس خویش ـ را

 آیه ۴۴ سوره بقره : آیا مردم را به نیکی امر کرده و خود را فراموش می کنید؟ در حالی که کتاب آسمانی را تلاوت می کنیدآیا نمی اندیشید؟

گوش اگر گوش من و ناله اگر ناله تو       آنچه البته به جایی نرسد فریاد است

آیه ۸۰ سوره نمل : تو نمی توانی به مرده چیزی را بشنوانی و یا کران را فرا خوانی آن گاه که نخواهند و از تو روی برگردانند.

فواره چون بلند شود سرنگون شود.

آیه ۶۸ سوره یس :  هر که را عمر دادیم در خلقت، باز از او کاستیم؛ پس چرا نمی اندیشید؟

 ملک خدا تنگ نیست.

آیه ۹۷ سوره نساء : کسانی که بر خود ستمکار بوده اند، فرشتگان جانشان را می گیرند؛می گوینددر چه بودید؟ پاسخ می دهند ما در زمین از مستضعفان بودیم؛ می گویند مگر زمین خدا وسیع نبود تا در آن مهاجرت کنید؟پس آنان جایشان در دوزخ است و بد سرانجامی است.

مرا به گور تو نمی گذارند.

آیه ۴۸ سوره بقره : بترسید از روزی که هیچ شخصی به جای شخص دیگری جزا داده نشود و شفاعتی پذیرفته نشود و کسی عوض شخص دیگری جزا داده نشود و هیچ فریادرسی نباشد.

من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باش       که گناه دیگری بر تو نخواهند نوشت

آیه ۱۶۴ سوره انعام : آیا من غیر از خدای را به خدایی گیرم و او خدای همه چیز است و هیچ  کس چیزی کسب نکند، جز برای خود و هیچ کس بار گناه دیگری به دوش نگیرد و باز گشت همه به سوی خداست و...

از پی هر گریه آخر خنده ایست         مرد آخر بین مبارک بنده ایست

آیات ۵ و ۶ سوره انشراح : بدون شک با هر سختی آسانی است و حتما که با هر سختی آسانی

هر چه کنی به خود کنی             گر همه نیک و بد کنی

آیه ۴۶ سوره فصلت : هر که کار نیکی انجام دهد به نفع خود کرده و هر که بدی کند به خود کرده و خداوند ظلم کننده به بندگانش نیست.

هر عمل اجری و هر کرده جزایی دارد.

آیه ۴۰ سوره نجم : برای آدمی جز سعی او نیست()و نتیجه را خواهد دید.

خلق را تقلیدشان بر باد داد            ای دو صد لعنت بر این تقلید باد

آیه ۱۶۵ سوره بقره : آنگاه کسانی که مورد تبعیت واقع شدند، از کسانی که آنان را تقلید و تبعیت کرده بیزاری جویند و عذاب را ببینند و هر گونه اسبابی از آنان قطع گردد.

از کوزه همان برون تراود که در درون اوست.

آیه ۸۴ سوره اسراء :هر کسی براساس ذات درونی خود عمل نماید و خدای تو داناتر است به آن کسی که راه یافته تر است.

بجز از کشته خود ندروی           چو دشنام گویی دعا نشنوی

آیه ۴۳ سوره فاطر : مکر زشت و فکر بد جز به اهلش باز نگردد.

هر که بدی کرد و به بد یار شد          هم به بد خویش گرفتار شد

آیه ۱۱۱ سوره نساء : هر کس گناهی کند به خود زیان رساند و خداوند علیم و حکیم است.

 اندازه نگه دار که اندازه نکوست.

آیه ۲۹ سوره اسراء : نه هرگز دست خود را بسته دار و نه بسیار باز گشاده که هر کدام کنی به حسرت بنشینی.

ظلم امروز ظلمت فرداست.

آیه ۲۲۸ سوره شعراء : ... به زودی خواهند فهمید ، کسانی که ظلم کرده اند به چه جایگاهی باز می گردند.

 اگر خدای نباشد ز بنده ای خوشنود            شفاعت همه پیامبران ندارد سود

آیه ۲۸ سوره انبیاء : هر چه کرده و می کنند خدای می داند و هرگز شفاعت نکنند ، مگر از کسی که خدا ی راضی باشد و آنان از خوف  خداوند هراسانند.

 پشیمانی سودی ندارد.

آیه ۹۱ سوره یونس : اکنون پشیمان گشتی در حالی که قبل از این عصیان می کردی و از مفسدان بودی.

 

 منبع: کتاب در سایه سار قرآن. اثر : هادی صاحبی

 منبع:http://www.mahgub.blogfa.com/post/7/

آیت الله مجتهدی:هر وقت عصبانی شدی به صورتت آب بزن !

هر وقت عصبانی شدید دستتان را به دست یک برادری، عمویی، پدری بدهید اثر عجیبی دارد می‌گویند به یکی از ارحامت دستت را متصل کن تا متصل کردی عصبانیت خاموش می‌شود.

عقیق: ملا محمدعلی مجتهد، معروف به مرحوم آیت‌الله احمد مجتهدی تهرانی از علمای بنام تهران بود که در سال 86 بدرود حیات گفت، اما سخنرانی‌ها و پندهای عرفانی و اخلاقی وی به یادگار مانده است و می‌توانیم هر چند به صورت مجازی هم که شده پای درس این استاد اخلاق تلمذ کنیم.


آیت‌الله مجتهدی رابطه خوبی با طلاب داشت، طوری که فضای گرم و صمیمی بر حوزه علمیه‌شان حاکم بود. این استاد برجسته اخلاقی، مباحث را چنان رسا ارائه می‌‌داد که در دل می‌‌نشست؛ به طوری که حتی هم‌اکنون نیز نشستن پای صحبت و کلاس اخلاق ایشان خالی از لطف نیست.


سه خصلت است اگر کسی این سه خصلت را داشته باشد هرچه حوری بخواهد در بهشت به او می‌دهند، هر چه بخواهد صد، دویست، هزارتا، هرچه بخواهد. ثلاث من کنّ فیه زوجه الله من الحور العین کیف شاء، حالا آن سه خصلت چیست؟


1. کظم الغیظ


غضب کردی، این غضبت را خاموش کنی. بعضی‌ها که عصبانی می‌شوند باید زود این غضبشان را خاموش کنند، نه اینکه برخورد تند بکنند پارسال بود یه بچه‌ای نمره‌اش کم بود باباش عصبانی شده بود بچه خوبی هم بود حالا یک نمره‌اش کم شده بود، بابا عصبانی شد زد پسرش را کشت ...


یک سال روزه جریمه یک بار عصبانیت


آقای بروجردی یک وقتی نذر کرد که اگر من عصبانی بشوم یکسال روزه بگیرم؛ چون ایشان عصبانی می‌شدند و سیدها هم جوشی‌اند گاهی عصبانی می‌شوند. بله یک وقتی آقای بروجردی عصبانی شده بود با عصا حمله کرده بود به خادمش حاج احمد، بعد دید برای یک مرجع اینجور عصبانیت که با عصا برود خادمش را بزند این بد است، نذر کرد. اتفاقا از دستش در می‌رود و در یک مورد عصبانی می‌شوند و یکسال روزه را می‌گیرند. آقای بروجردی یکسال روزه گرفت چون یکبار عصبانی شد.


راه‌کار خاموش کردن عصبانیت؛ متصل کردن دست به یکی از ارحام


هر وقت عصبانی شدید فورا یک خورده آب به صورتتان بزنید: یک چیزی هم یادتان می‌دهم: هر وقت عصبانی شدید دستتان را به دست یک برادری، عمویی، پدری بدهید اثر عجیبی دارد می‌گویند به یکی از ارحامت دستت را متصل کن تا متصل کردی عصبانیت خاموش می‌شود.


کظم الغیظ... در قرآن هم آیه دارد ...ولکاظمین الغیظ والعافین عن الناس والله یحب المحسنین (سوره مبارکه آل عمران آیه134) کظم الغیظ یعنی خشم خود را فرو خورد: غضب کرده، اما عکس‌العمل نشان ندهد، پسرش را نزند، دخترش را نزند، شیشه خانه را نشکند، سماور را پرت نکند داد و بیداد نکند، اگر کسی تصمیم بگیرد هر وقت ناراحت شد خشم خود را فرو بخورد یکی از آن سه خصلت خوب را انجام داده که هرچه حوری بخواهد در بهشت به او می‌دهند.


2- والصبر علی السیوف لله عز و جل


صبر کند بر شمشیرها، جوان‌های ما که جبهه می‌رفتند یک عده هرچه تیر می‌آمد موشک می‌آمد اینها صبر می‌کردند، قدیم‌ها شمشیر بوده و جنگ تن به تن...حضرت قاسم (ع) وقتی آمد میان میدان در سن 13 سالگی «هل من مبارز» گفتند: ازرق شامی یکی از شجاعان لشکر دشمن بود، به او گفتند برو به جنگ قاسم بدش آمد عصبانی شد، گفت من بروم به جنگ یک بچه 13 ساله، به یکی از پسرانش اشاره کرد، برو به جنگ قاسم(ع) یکی از پسرها رفت با شمشیر حضرت قاسم دو تیکه‌اش کرد انداخت زمین، دید دیر کرد فهمید دومی را فرستاد، دومی هم نیامد، سومی را فرستاد، او هم نیامد چهارمی را فرستاد آن هم نیامد، عصبانی شد خودش آمد.


یکی از جاهایی که دروغ جایز است در جنگ است. حضرت قاسم یک دروغ گفت چون جایز است. فرمود: عجب شجاعی هستی، به جنگ من آمدی ولی تک اسبت را نبستی؟ تا رویش را برگرداند که ببیند بسته یا نه، زد....


هرکسی که صبر بر شمشیر بکند مانند «ابو تمامه صیداوی»، جلوی امام حسین(ع) روز عاشورا ایستاد که آقا نماز بخواند، تیرها را به آقا نزنند، آن تیرها را خورد و افتاد... اینها واقعا عاشق امام حسین(ع) بودند، خداکند این عشق را خدا به ما هم بدهد... صبر بر شمشیر نه اینکه فرار کند از جنگ که یکی از گناهان کبیره فرار از جنگ است.


3- و رجلٌ اُشرف علی مالٍ حرام  فترکه لله عزّ وجل:


مردی که یک مال حرامی برایش آمده، ترک می‌کند برای خدا و آن مال حرام را نمی‌خورد.


حاج میرزا ابراهیم احمدیان خیاط بود برای ما عبا قبا می‌دوخت، فوت کرد صبح درس شرایع من را هم می‌آمد، بازاری بود کاسب بود، اما درس صبح ما را می‌آمد. لباس از ارتش آوردند زمان طاغوت بدوزد پول خوبی هم می‌‌دادند قبول نکرد. پسرهایش به او گفتند آقا جان اینها که پول خوبی می‌دهند چرا نمی‌دوزی؟ گفت من از این پول ها نمی‌خورم. یک خانه کوچکی داشت. عبا قبا می‌دوخت دانه‌ای ده تومان بیست تومان. یک نان و پنیری برای خانه‌اش می‌برد. اینها عالی اند...


دقت در مال حلال


شخصی گفت من بچه بودم استادم به من پنج تومان داد گفت برو نان تافتون بگیر بیا، زمان طاغوت دو تا نانوایی بود، یکی آزاد پزی، یکی دولتی بود که ارزان‌تر می‌دادند. هر روز می رفت نان آزاد می‌خرید آن روز دید نان آزاد بسته است، رفت نان دولتی خرید. آورد استادش ناراحت شد گفت: چرا خریدی؟ من نان دولتی نمی‌خورم! دولت طاغوت. برو نان را پس بده. رفت نان را پس داد پولش را گرفت ،گفت چرا پول را گرفتی؟ من نمی‌دادنم این پول چیست. قاطی شده با آن پول ها. این طور احتیاط می‌کردند، حرام نمی‌خوردند...


دقت بسیار در نگرفتن پول طاغوت

 

پدر حاج احمد نصر، حاج میرزا عبدالله می‌گفت: من بچه بودم پدرم تاجر کتیرا بود یک سرهنگ طاغوتی آمد گفت کتیرا دارید حاج آقا؟ گفت: نداریم من به پدرم گفتم داریم. پدرم به آن سرهنگ باز گفت نداریم، من نمی‌دانستم پدرم چرا می‌گوید نداریم، باز گفتم داریم، پدرم مرا دعوا کرد گفت آی بچه چه می‌گویی، جناب سرهنگ نداریم بفرمایید، او هم رفت. بعد با من دعوا کرد گفت: مگر جقه (درجه) اش را ندیدی؟ نداریم یعنی اگر این جنس را به او بدهم پول دولت طاغوت به من می‌دهد اینجور مقید بودند...


پس کسانی که اینجورند مال حرام نمی‌خورند، صبر بر شمشیر می‌کنند، کظم غیظ می‌کنند در قیامت هرچه حوری بخواهند به آنها می‌دهند.


این حدیث را بخوانید، حفظ کنید، در خانه هم نقل کنید.


خداوند توفیق عمل به این حدیث به همه ما عنایت بفرماید.

 

منبع: پایگاه اطلاع رسانی مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی

کدخبرنگار: 211001/

منبع:http://aghigh.ir

7 اسم شیطان در سوره حمد!!

7 اسم شیطان در سوره حمد!!

جای دور نروید، در برخی از شهرک‌های اقماری دور و اطراف تهران، زیر گوش مسئولان پایتخت‌نشین، کلاس‌هایی دایر است که خروجی اش چیزی نیست جز مشتی تُرَّهات و لاطائلات که به هدم دین و هتک اسلام می انجامد.

نویسنده: شکوری_شبکه تخصصی قرآن

سوره حمد

خدای پلاستیکی، تعریض آیت الله روحانی است به علمای خام اندیش وهابیت که پای توحیدشان لُکّه می زند. آنها به خدایی باور دارند که هر شب به آسمان دنیا نزول می کند و صبح‌گاهان، دوباره به پشت بام آسمان ها باز می گردد.[1]
ردّ این اندیشه را که می‌گیرید می‌رسید به پاره ای روایت‌های سخیف و ساختگی در کتاب های اهل سنت که برای خدا جسم و جسمانیت قائل شده است. حکایت روایت های جعلی، نشتر زهرآلودی است که پهلوی فقه اهل تسنن را دریده است. اما در این سوی ماجرا، عالمان جهان تشیع و میراث داران فقه اهل بیت علیهم السلام را می بینید که به رغم همه دروغ پردازی های ابوهریره ها و افسانه سازی های عبدالله بن سباها، کشتی فقه شیعه را از دل امواج سهمگین تاریخی که به دست دشمنان دونِ دین ایجاد شده و می شود، عبور داده و به ساحل امن و سلامت رسانده اند.
شاید یکی از دلایلی که از نظر جغرافیایی، عرفان های بدلی و جریان های معنویت‌گرای نوپدید بیشتر از نواحی سنی‌نشین ظهور می کنند همین است که در فقاهت برخی مفتیان اهل تسنن، رخنه‌هایی هست که می شود بدان ها دست آویخت و مکتب‌سازی کرد.
متاسفانه در این سالیان اخیر جنبش های مدعی معنویت همچون عرفان حلقه، عرفان کیهانی و از این دست، از دل کلان‌شهرهای شیعه‌نشین نیز سربرآورده اند که در پوشش دین‌مداری و دستاویز قرار دادن کتاب خدا، سعی می‌کنند اندیشه‌های انحرافی خود را به خِرد خُرد اعضای فریب‌خورده‌شان بخورانند. جای دور نروید، در هیمن شهرک‌های اقماری دور و اطراف تهران، زیر گوش مسئولان پایتخت‌نشین، کلاس‌هایی دایر است که خروجی‌اش، ترَّهات و لاطائلاتی است به نام عرفان، که تنها به هتک اسلام و هدم دین می‌انجامد.

این جماعت حتی لختی نیندیشیده اند که به فرض، این کلمات مهمل، اسم یکی از شیاطین باشد، وقتی نیت گوینده این نیست، چه جای اشکال بر نمازگزار؟! این درست بدین می ماند که شما به کسی بگویید سلام علیکم وآنگاه مخاطب یقه شما را بگیرد که منظورتان از «معل» چیست؟

در جزوه ترم هشت درس تفسیر یکی از خانم های مستر عرفان حلقه، که به بیرون درز کرده است، از زبان یکی از حاضرین آمده:

«با تشکر از شما استاد، در اون هفته که بحث حمد را مطرح کردید، ما در حمد و سوره 7 جا داریم که اسم شیطان می آید [!] ولی وقتی که ما این اسم شیطان را ندانیم که در کجاها قرار دارد، اصلأ اون حمد و سوره به اون درجه خودش نمی رسد که یکیش همین که شما درباره الحمدلله گفتید. الحمدُلله اینجا جدا می شود که اون الحمد خودش اگر به الله بچسبد و سر هم بشود، یعنی بگوییم الحمدُلله، «دولل» اصلأ اسم یکی از شیطان ها می شود، [!] بعد در ادامه الحمدالله الرب العالمین که اگر اونجا هم، هه به رب وصل شود، هرب هم باز یکی از اسم های شیطان است، بعد در ایاک نعبد و ایاک نستعین شما اون روز قشنگ باز کردید، ایاک را جدا کردید که فقط از او می خواهیم که اگر ما در اون جا، ک را به نعبد ونستعین وصل کنیم، باز هم کنعبد و کنستعین اسم شیطان است. تا آخر 7 جا هست که ما اسم شیطان را داریم. ما این را سال ها پیش درسش را گرفته بودیم، ولی نمی دانستیم که چرا استاد ما به ما گفت حتمأ در نمازهایتان روی اینها سکت (توقف) را انجام بدهید. در کتاب ها و قرآن نیست. به ما گفتند علامت زدیم (استاد، جزو اضافه کاری هاست) شما آن روز که به ما درسش را دادید ما تازه فلسفه اش را فهمیدیم و من از شما خیلی ممنونم»[2]
عجیب‌تر اینکه یافته ی عرشیِ! خود را مستند می‌کنند به روایتی نبوی که حضرتش اینگونه فرمایش کرده اند که: «ان فی فاتحة الكتاب سبعة اسماء من الشیطان فاحذرو[ها]» [3] 
وقتی هم که سند را مطالبه می کنید حواله‌ات می‌دهند به کتاب فخیم و عنوان‌دار: «العروه الوثقی»! اثر آیت الله سید کاظم یزدی طباطبایی، از اعاظم فقهای شیعی. اما شاید هیچ گاه، به مخیله شان خطور نکند که بالاخره ممکن است یکی در مقام فحص و جستجو برآید و کوس روسوائیشان را بر آفتاب افکند!
پس از مطالعه و تتبع در کتاب یادشده، مطلقا چنین روایتی یافت نشد و اساسا چگونه ممکن است چنین روایتی در چُنان کتاب مرجعی که ده ها سال محور تدریس و تحقیق فقهای بزرگ شیعه بوده و کثیری از مجتهدین مسلم بر آن تعلیقه و شرح نوشته اند، بوده باشد و جز به چشم رهبران این جماعت(عرفان حلقه) نیامده باشد؟
این قلم برای اینکه شرط تدقیق در تحقیق را به جا آورده باشد، حتی دایره بررسی ها را کشانید به کتاب "العروه الوثقی فی تفسیر سوره الحمد"، اثر نفیس شیخ بهایی. نتیجه اما همان بود که گذشت. این روایت نه فقط در این دو کتاب که حتی در جوامع روایی بحار الانوار و وسایل الشیعه نیز یافت نشد.

تنها چیزی که صاحب عروه ذیل عنوان «آداب القراءه»، آورده است یک مساله فقهی است مبنی بر اینکه بهتر است در قرائت سوره حمد، بین کلمات تمییز داده شود و دو کلمه به گونه ای به هم چسبانده نشود که از ترکیب دو کلمه، کلمه مهمل جدیدی ایجاد شود. مرحوم سید آنگاه مثال هایی از کلمات مهمل را می آورد که برخی آن را به صورت شعر درآورده اند:          

اول دلل و هرب کیوم است و کنع         پنجم کنس و تعل و بعل نیز بدان
عین گفتار صاحب عروه در این باب این است:
«ینبغی ان یمیز بین الكلمات، ولا یقرأ بحیث یتولد بین الكلمتین كلمة مهملة كما إذا قرأ الحمد لله. بحیث یتولد لفظ دلل أو تولد من لله ب لفظ هرب وهكذا فی مالك یوم الدین تولد (كیو) وهكذا فی بقیة الكلمات وهذا معنى ما یقولون ان فی الحمد سبع كلمات مهملات و هی: دلل، و هرب، و كیو، و كنع، و كنس و تع، و بع» [4]
این جماعت حتی لختی نیندیشیده اند که به فرض، این کلمات مهمل، اسم یکی از شیاطین باشد، وقتی نیت گوینده این نیست، چه جای اشکال بر نمازگزار؟! این درست بدین می‌ماند که شما به کسی بگویید: «سلام علیکم » وآنگاه مخاطب یقه شما را بگیرد که منظورتان از «معل» چیست؟ 
از همه مهمتر طبق قواعد تجوید که در کتاب های طراز اولی چون « النشر فی القرآت العشر» مرحوم ابن الجرزی آمده است، علائم فتحه، کسره و ضمه، باید به صورت کوتاه خوانده شود و حروف کشیده والی(ا و ی) به صورت کشیده و ممتد. هیچ یک از مشاهیر قاریان جهان اسلام را نمی بینید که بدلیل این روایت ساختگی، خلاف این اصل مسلم تجویدی، قرائت کنند و مثلا ضمه کوتاه «الحمدُ» را کشیده بخوانند که مبادا، کوتاه خواندنش موجب ترکیب با لام «لله» شود و آنگاه شیطانی به اسم «دُلِل» صدا زده شود!
آنچه گذشت مشتی است نمونه خروار از گزافه‌گویی های شیادانی که در بازار دین دکان باز کرده اند و به نام عرفان، ره ایمان مردم را می زنند.

پی نوشت ها:

1. تعبیر «توحید پلاستیکی» عنوان مقاله ای است به قلم فاضل ارجمند، دکتر احمد عابدی که به آیت الله روحانی نسبت داده شده است.
2. وبگاه انجمن نجات از عرفان حلقه
3. ترجمه: همانا در سوره "فاتحه الکتاب" اسماء هفتگانه شیطانی است پس از آن پرهیز کنید!
4. العروه الوثقی، سید محمد کاظم یزدی طباطبایی، ج2، ص141، چاپ بیروت، با تعلیقه علی سیستانی.

منبع: http://www.tebyan.net/QuranIndex.aspx?pid=309400

 

راهکار آیت الله مجتهدی برای حاجت گرفتن از امام رضا(ع)

مرحوم آیت‌الله مجتهدی تهرانی می‌گفت: اگر حاجتی داشتی، امام رضا(ع) را سه مرتبه به جان امام جواد(ع) قسم بده که برآورده می‌شود و من خودم حاجتی داشتم و این کار را کردم و حاجتم بیشتر از طلبم برآورده شد!

عقیق: به مناسبت دهه کرامت و در پیش بودن سالروز ولادت هشتمین ستاره آسمان ولایت و امامت حضرت علی بن موسی الرضا علیه‌السلام بر آن شدیم که به شرح حدیثی از امام رئوف(ع) از زبان مرحوم آیت‌الله احمد مجتهدی تهرانی بپردازیم که در یکی از شب‌های ولادت این امام همام ایراد فرمودند که در ادامه می‌آید:   

حدیث

شخصی به امام رضا(ع) عرض کرد: «به خدا سوگند! هیچکس در روی زمین از جهت برتری و شرافت اجداد، به شما نمی‌رسد».

امام رضا(ع) فرمودند: «تقوی به آنان شرافت داد و اطاعت پروردگار، آنان را بزرگوار ساخت».

 

 

شرح حدیث

امام رضا(ع) دراین حدیث می‌فرماید: پدران من را تقوا با شرافت کرد، چرا که امام گناه نمی‌کند و تقوای الهی را پیشه خود می‌سازد.

به عنوان نمونه، امام سجاد(ع) آن قدر عبادت می‌کرد که سالی دو بار پیشانی‌شان را به خاطر اینکه پینه بسته بود، قیچی می‌کردند به خاطر همین لقب «زین‌العابدین» را به ایشان دادند.

امام زین‌العابدین(ع)، با آن عبادت‌هاى فراوان و طولانى، عبادت خود را کوچک‏تر و کمتر از عبادت امام على(ع) قلمداد مى‏کرد، از شگفتى احوال آن حضرت، آن است که شب‌ها به فقرا کمک می‌کرد و روزها نخلستان‌ها را آبیاری می‌کرد و با این حال عبادت‌های طولانی داشته است.

امام رضا(ع) می‌فرماید که بهترین مردم، کسی است که تقوایش بیشتر از من باشد و اطاعت بیشتر از خدا داشته باشد.

عنایت امام رضا(ع) به آیت‌الله مجتهدی تهرانی

اگر حاجتی داشتی، امام رضا(ع) را سه مرتبه به جان امام جواد(ع) قسم بده که برآورده می‌شود و من خودم حاجتی داشتم و این کار را کردم و در همان شب آیت‌الله سیّد محمّد خوانساری را در خواب دیدم و پاکتی را که محتوای بیست هزار تومان بود به من دادند و ضمن آن احوال طلاب را پرسیدند و فرمودند: پول را بین طلبه ها تقسیم کن و وقتی از خواب بیدار شدم، چون نام ایشان «سیّد محمّد تقی» بود، فهمیدم امام جواد(ع) به ما عنایت کرده‌اند و حاجتم بیشتر از طلبم برآورده شد!

چگونه به امام رضا(ع) ارادت پیدا کنیم؟

در حرم امام هشتم علیه‌السلام بنشینید، همین که حرم ساعت یک نیمه شب شلوغ است، دو نیمه شب شلوغ است، سرگذشت کسانی را که از امام رضا علیه‌السلام شفا گرفته‌اند بخوانید، ارادت به امام هشتم(ع) پیدا می‌کنید و وقتی که به امام هشتم(ع) ارادت پیدا کردید، خداشناس می‌شوید، اگر امام هشتم علیه‌السلام یک رییس جمهور بود، یک مقام دنیایی بود، آیا ساعت دو نیمه شب هم حرمش شلوغ بود؟!

  رابطه خداشناسی با تماشای حرم رضوی

اگر می‌خواهی خدا را بشناسی، برو به تماشای حرم امام رضا(ع) که هر زمان بروی، دستت به ضریح مبارکش نمی‌رسد.

منبع: فارس

/211001

منبع:   http://aghigh.ir/fa/news/1255/

توصیه پیامبر(ص) به شکموها!

توصیه پیامبر(ص) به شکموها!

خداوند تمام پزشکی را در یک آیه جمع کرده و پیامبر(ص)، در یک حدیث.

نویسنده:شکوری_شبکه تخصصی قرآن تبیان

شکمو

شاید کارنامه ایرانی‌جماعت در "اطعام" مطلوب باشد اما در "طعام"، هرگز!

بنا بر پاره‌ای آمار رسمی[1]، نیمی از مردم این ملک، از پرخوری رنج می‌برند! این یعنی سبک زندگی دست کم نیمی از ایرانی‌ها در مساله خوردن، اسلامی نیست.

بعضی‌ها، نفسشان در برابر شکم، تسلیم است. همین که به سفره رنگین و چشم‌نواز غذا می‌رسند، عنان اختیار از کف می‌دهند و به قول سعدی -علیه الرحمه - قلندرانه، چندان می خورند "که در معده جای نفس نماند".[2]

رسول ختمی مرتبت که وقتی، که خدای ادب بود، با این همه ملکات اخلاقی، وقتی شخصی از اصحاب در حضورش، آروغ زد، حضرتش، شرط حیا را کنار نهاد و بدو فرمود: كمتر بخور! شایسته نیست انسان آنقدر بخورد كه وقتی در جمع دیگران نشسته آروغ بزند

به فرض، همه آنچه می‌خوریم، طیب و حلال باشد، میزان و زمان مصرفش، اما، با آنچه خدا و پیغمبر(ص) فرمایش کرده است، همخوانی ندارد.

پرخوری، خدا را به خشم می‌آورد!

نخست، از قرآن برایتان بگویم که حضرت قرآن آفرین، فرموده است: پرخوری، مرا به خشم می آورد:

كُلُوا مِنْ طَیِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ لا تَطْغَوْا فِیهِ فَیَحِلَّ عَلَیْكُمْ غَضَبِی وَ مَنْ یَحْلِلْ عَلَیْهِ غَضَبِی فَقَدْ هَوى (طه/81).
[از چیزهاى پاكیزه اى كه روزى شما كرده ایم بخورید، و (لى) در آن طغیان نكنید كه قهر و غضب من بر شما وارد خواهد شد و هر كس كه قهر من او را بگیرد، قطعاً سقوط كرده است.]
این کریمه، حامل چند نکته نغز است:
یکم. پرخوری و مصرف بی‌رویه طعام، سرپیچی از حکم صریح خداست.
دوم. خداوندی که همه جا مهرش بر قهرش پیشی دارد، در اینجا بی‌هیچ اغماضی، صریحا اعلام می‌کند که هرکس در خوردن زیاده‌روی کند، مرا بر سر خشم آورده است.
سوم: سقوط امت‌ها، ورشکستگی اقتصادی، سیاسی و الخ نیست بلکه سقوط واقعی، خطر افتادن در پرتگاه غضب خداست.(هوی در اصل یعنی سقوط از بلندی که معمولا نتیجه آن، نابودی است.)

تمام پزشکی در یک آیه!!!

بزرگان گفته‌اند: خداوند تمام پزشکی را در یک آیه از قرآن، جمع کرده است و پیامبر (ص)، در یک حدیث. آن آیه این است که فرموده: كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفین (اعراف/31) [(از نعمتهاى الهى) بخورید و بیاشامید، ولى اسراف نكنید كه خداوند مسرفان را دوست نمى دارد!]
مرحوم طَبْرِسی(که برخی به غلط طَبَرْسی می خوانند)، در تفسیر فخیم مجمع‌البیان در ذیل این آیه، حکایتی آورده است نکته‌آموز. می‌گوید:
«هارون را طبیبى مسیحى بود. روزى وى به على بن حسین واقد گفت: در كتاب شما از علم طب چیزى نیست، در حالى كه علم دو تاست: علم پزشكى و علم ادیان. وى در جواب گفت: خداوند تمام پزشكى را در نصف آیه، جمع كرده، مى فرماید: «كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا» و پیامبر ما تمام پزشكى را در یك جمله، خلاصه كرده، فرمود:
المعدة بیت كل الداء و الحمیة رأس كل دواء و اعط كل بدن ما عودته
یعنى: شكم خانه هر بیمارى و پرهیز اصل هر داروست و بدن را از آنچه بدان معتاد كرده اى محروم مگردان. طبیب گفت، قرآن و پیامبر شما از پزشكى براى جالینوس چیزى باقى نگذاشته اند.»

توصیه نبی(ص) به شکم پروران امت

ختم کلام، روایتی است درربار از حضرت آفتاب، رسول ختمی مرتبت که خدای ادب بود و با این همه، وقتی شخصی از اصحاب در حضورش آروغ زد، حضرتش شرط حیا را کنار نهاد و بدو فرمود:

كمتر بخور! شایسته نیست انسان آنقدر بخورد كه وقتی در جمع دیگران نشسته آروغ بزند: «أقْصِر من جشائك فإنّ أطول الناس جوعاً یوم القیامة أكثرهم شبعاً فى الدنیا»[3] گرسنه ترین افراد در قیامت كسانی هستند كه در دنیا سیرترین افراد بودند.

منبع: http://www.tebyan.net/QuranIndex.aspx?pid=306343   

شفاعت در برزخ هست؟

شفاعت در برزخ هست؟

آیا شفاعت اختصاص به قیامت دارد یا در عالم برزخ هم شفاعت هست؟ آیا این سخن معصوم که از برزخ شیعیان بیمناکم، به معنای نفی وقوع شفاعت در برزخ است؟

شکوری_شبکه تخصصی قرآن تبیان

برزخ

شفاعت، از جمله اصول مسلم و تردیدناپذیر در اندیشه شیعی است. نه فقط شیعیان که تمامی مذاهب اسلامی در اصل وقوع شفاعت در قیامت اجماع دارند. بنا بر گفته مرحوم مجلسی، تمامی مسلمین بر این مطلب اتفاق دارند كه شفاعت از ضروریات دین است . و شفاعت، یعنی این كه پیامبر اسلام (ص) نه تنها امت خود را، بلكه امت های دیگر را نیز شفاعت خواهد كرد.[بحار الانوار، ج8، صص63-29]. مفسران شیعه و سنی با همه اختلافی که در پاره ای از اصول و مبانی عقیدتی دارند، در خصوص مقام شفاعت حضرت رسول(ص)، به وحدت دیدگاه رسیده اند. به عنوان مثال؛ همه آنها در تفسیر کریمه: «وَمِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَكَ عَسَى أَنْ یَبْعَثَكَ رَبكَ مَقَامًا مَحْمودًا». [اسرا/79]«و پاسى از شب را زنده بدار، تا براى تو به منزله نافله اى باشد، امید كه پروردگارت تو را به مقامى ستوده برساند.» اتفاق نظر دارند كه مراد از «مقام محمود» همان مقام شفاعت است كه خداوند آن را به پیامبرش وعده داده است. با این حال، در چگونگی تحقق شفاعت، گستره آن، ویژگی شافعان، شرایط شفیع شوندگان و...  اختلاف دیدگاه وجود دارد.
از جمله موارد اختلافی، بحث از زمان تحقق شفاعت است. برخی از مفسران با استناد به ادله عقلی و نقلی برآنند که شفاعت تنها در قیامت ممکن است. در مقابل عده ای نیز با اقامه دلیل از قرآن و روایات، معتقدند که گستره شفاعت، عوالم دنیا و برزخ را نیز دربرمی گیرد.این وجیزه کوتاه تلاش دارد با استناد به پاره ای از بینات نقلی اعم از آیات قرآن و روایات ماثور، این دیدگاه را بر کرسی قبول بنشاند که در برزخ نیز امکان شفاعت وجود دارد.


شفاعت در عوالم پیش از دنیا

شفاعت یک معنای عام دارد و یک معنای خاص. گو اینکه بحث درباره شفاعت در عوالم پیش از قیامت، در گرو تفکیک این دو معناست. شفاعت در لغت از ماده "شفع" و به معنای «ضمیمه كردن چیزى به چیز دیگر و جفت نمودن آن» است. شفاعت به معنای عام قرار گرفتن دو چیز در كنار هم و موجودی قوی تر و برتر، در كنار موجود ضعف تر و كمك كردن به او برای پیمودن مراتب كمال است. [مكارم شیرازی، پیام قرآن،ج 6،ص 256 ]
شفاعت اما در معنی خاص و در اصطلاح مذهبى، یعنى كمك اولیاى خدا (پیامبران، امامان و مردم صالح و درست كار) به افرادى كه در طول زندگى، مرتكب لغزش هایى شده اند.
البته كمك به نجات افراد گنه كار، دو صورت دارد: یك شكل آن، به اصطلاح پارتى بازى و ظلم و ستم و تبعیض نارواست و شكل دیگر آن، یك نوع درس تربیت، روزنه امید و وسیله تكامل. اگر به افرادى بدون هیچ گونه شایستگى بى جهت كمك شود و بر دیگران مقدم شوند، این كار نوعى تبعیض ناروا و تشویق مردم به گناه و تأمین دادن به آنها در برابر جنایات است.این همان شفاعت غلط و ناروایى است كه باید گفت جنایت كاران و گنه كاران را جسور و جرى مى سازد و امید به چنین شفاعت پندارى، سبب مى شود افراد مجرم از انجام دادن هیچ جنایتى كوتاهى نكنند. مسلماً هدف آیات، این نوع شفاعت نیست كه عقل و خرد آن را محكوم مى كند. ولى اگر بعضى از گنه كاران، به دلیل پیوندهاى معنوى كه با خدا داشتند و به سبب ارتباط ایمانى كه با اولیاى پروردگار برقرار ساخته بودند، مورد كمك شفیعان در روز رستاخیز قرار گیرند، در این صورت نوید شفاعت نه تنها موجب تشویق و مستلزم تبعیض ناروا نیست، بلكه عین عدالت و وسیله تربیت و بازگشت افراد گنه كار از نیمه راه است.[دوست نماها، جعفر سبحانی]

ارزیابی دلیل مخالفان شفاعت در برزخ

دلیل نخست:

علامه طباطبایی از بزرگ مفسران شیعی از جمله طرفداران این نظریه است که شفاعت در عوالم پیش از قیامت محقق نمی شود. عین سخن ایشان در این باب چنین است:
«شفاعت در آخرین موقف از مواقف روز قیامت انجام مى گیرد، در اینجاست كه شفاعت كننده تقاضاى مغفرت شفاعت شونده را مى كند تا بدین وسیله وارد دوزخ نشود، و یا به كمك شفاعت او بعضى از كسانى را كه در دوزخند خارج شوند.»[تفسیر المیزان، ج1، ذیل کریمه 48 سوره بقره]
وی همچنین روایاتى كه دلالت می کند بر حضور پیامبر و پیشوایات پاک به هنگام مرگ و سؤال قبر را حمل بر تصرفاتی کرده که از ناحیه خدا به ایشان اعطا شده است؛ چنانکه مى افزاید:  اما نشاه برزخ، و ادله اى كه دلالت مى كند بر حضور پیامبر (ص) و ائمه ع در دم مرگ، و در هنگام سؤال قبر، و كمك كردن آن حضرت در شدائد، كه روایاتش بزودى در ذیل آیه: (و إن من أهل الكتاب إلا لیؤمنن به) «1» خواهد آمد، ربطى بشفاعت در درگاه خدا ندارد. بلكه از قبیل تصرف و حكومت بلكه از قبیل تصرف ها و حكومتى است كه خداى تعالى بایشان داده، تا باذن او هر حكمى كه خواستند برانند، و هر تصرفى خواستند بكنند»[پیشین]
پس از وی، برخی از شاگردان علامه مانند شهید مطهری در کتاب آشنایی با قرآن(ج 9، صص 240 تا 241) و سید محمد حسینی تهرانی در کتاب معادشناسی( ج 9، صص 380-377)  همین دیدگاه را پذیرفته اند.

ارزیابی و نقد دلیل نخست:

عده ای بر این دیدگاه علامه خرده گرفته و معتقدند که این سخن با مبانی ایشان سازگار نیست. زیرا علامه «هنگامى كه سخن از حقیقت شفاعت مى گویند، آن را چنان توسعه داده كه هرگونه تأثیر اسباب را در عالم تكوین و تشریع مشمول شفاعت مى شمرد، ولى در اینجا كمك و اعانت اولیاء الله را به گروهى از مؤمنان براى نجات آنها از مشكلات برزخ و قبر، مصداق شفاعت نمى دانند.»[پیام قرآن، مکارم شیرازی، ج6، ص400]

دلیل دوم:

برخی با استناد به روایتی از امام صادق(ع) خواسته اند عدم وقوع شفاعت در عالم برزخ را نتیجه بگیرند. در حالیکه روایت یادشده هم از حیث سند اشکال دارد و هم از جهت دلالت بر مدعا.
و اما متن روایت. «کافی» با سند متصل خود روایت می کند که عمرو بن یزید می گوید: به حضرت امام جعفر صادق علیه السلام عرض کردم: من شنیدم که شما می گفتید: تمام شیعیان ما با هر کرداری که دارند در بهشت هستند. حضرت فرمود: این قول تو را تصدیق می کنم، سوگند به خدا که همه در بهشتند. عرض کردم: فدایت شوم! گناهان، بسیار و بزرگ است. حضرت فرمود: اما در قیامت پس همه شما در بهشتید به واسطه شفاعت پیامبر مطاع یا به شفاعت وصی آن پیامبر؛ و لیکن من از برزخ شما نگرانم و در هراس می باشم. عرض کردم: برزخ چیست؟ فرمود: برزخ عبارت است از عالم قبر از وقتی که انسان می میرد تا زمانی که قیامت بر پا می شود» (کافی ج1، ص 66).

ارزیابی و نقد دلیل دوم

این روایت، اولا: واحد است و مشابهی ندارد، لذا به فرض صحت نیز باید در نظر گرفته شود که در این حدیث تصریح نشده که در برزخ شفاعتی نیست، بلکه تأکید شده که در قیامت، کار با ولایت است، امیرالمؤمنین علیهالسلام میزان و مقسم جنت و نار است و طبق آیه کریمه «یَوْمَ نَدْعو كلَّ أنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ - [یاد كن] روزى را كه هر گروهى را با پیشوایشان فرا مى خوانیم»، هر کسی و هر گروهی با امام خود محشور می گردد [خواه امام حق باشد یا امام باطل]، لذا شفاعت پیامبر اکرم و اهل عصمت صلوات الله علیهم اجمعین از مؤمنین و اهل ولایت حتمی است. اما معلوم نیست که مسلمانان و شیعیان در برزخ نیز شامل شفاعت به آن معنای خاص گردند؟[پایگاه پاسخگویی به سوالات و شبهات]
ثانیا: ممكن است این روایات ناظر به مرحله خاصى از برزخ باشد یا اینكه اگر راه نجاتى براى بعضى در سایه مجاورت با اولیاء الله و مانند آن صورت گیرد جنبه استثنایى و محدود خواهد داشت و شامل همه كسانى كه لایق شفاعتند نمى شود.[پیام قرآن، ج6، ص400]


شفاعت در برزخ ممکن است

با دقت در متون معارف مکتوب، آنچه از مجموعه آیات و روایات به دست مى آید این است كه «شفاعت» به معناى وسیع كلمه- در هر سه عالم (دنیا، برزخ و آخرت) صورت مى پذیرد، هرچند محل اصلى شفاعت و آثار مهم آن در قیامت و براى نجات از عذاب دوزخ است.
در آیه 64 نساء مى خوانیم: (ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جاؤك فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول، لوجدوا الله توابا رحیما): «اگر آنها هنگامى كه به خود ستم مى كردند (و مرتكب گناه مى شدند) به نزد تو مى آمدند و از خدا طلب آمرزش مى كردند و پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم نیز براى آنها استغفار مى كرد خدا را توبه پذیر و مهربان مى یافتند».
آیا تقاضاى مغفرت از سوى پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم براى مؤمنان خطا كار چیزى جز شفاعت مى تواند باشد؟!.
همین معنا در داستان یعقوب و فرزندانش نیز در قرآن آمده است كه آنها از پدر خواستند در پیشگاه خدا براى آنان استغفار كند او هم پذیرفت (یوسف- 97).
و نیز بسیار شده است كه در همین جهان افراد یا اقوامى به خاطر شفاعت پیامبران و اولیاء الله از عذاب دنیا نجات یافته اند و این چیزى جز شفاعت نیست.
در جهان برزخ نیز روایات بسیارى داریم كه اعمال نیك آدمى همچون نماز و روزه و ولایت و امثال آن یا حضور اولیاء الله سبب تخفیف آلام و مجازات ها مى گردد، و یا دفن انسان صالح و پاكدامنى كه داراى حسنات مهمى بوده است در یك مقبره سبب تخفیف مجازات گنهكاران آن گورستان مى شود.
اینها همه نیز اشاراتى است به شفاعت در عالم برزخ.
حتى نماز میت و تقاضاى مغفرتى كه در ضمن آن براى مردگان مى شود مسلما بى تأثیر نیست، این نیز نوعى شفاعت است. بنابراین شفاعت محدود به عالم خاصى نیست، بلكه همه عوالم سه گانه را در بر مى گیرد، منتها جایگاه اصل و مهم شفاعت همان قیامت و در آستانه قرار گرفتن در برابر كانون عذاب الهى است.[پیشین]

منبع:http://www.tebyan.net/QuranIndex.aspx?pid=305842 

 

علت قضا شدن نماز صبح از زبان آیت‌‌الله مجتهدی

در شرح دعای روز بیست‌‌و‌ششم ماه رمضان عنوان شد
مرحوم آیت‌الله مجتهدی تهرانی با بیان اینکه با استغفار می‌توان از قضا شدن نماز صبح جلوگیری کرد، می‌گوید: برخی هنگام نماز صبح، نمی‌توانند به خاطر سنگینی بلند شوند که از آثار گناه است.

* دعای روز بیست و ششم ماه مبارک رمضان

«اللهمّ اجْعَل سَعْیی فیهِ مَشْکوراً وذَنْبی فیهِ مَغْفوراً وعَملی فیهِ مَقْبولاً وعَیبی فیهِ مَسْتوراً یا أسْمَعِ السّامعین»

خدایا قرار بده کوشش مرا در این ماه قدردانى شده و گناه مرا در این ماه آمرزیده و کردارم را در آن مورد قبول و عیب مرا در آن پوشیده‌، اى شنواترین شنوایان!

* شرح فرازهای دعا

آیت‌الله مجتهدی تهرانی در شرح فراز «اللهمّ اجْعَل سَعْیی فیهِ مَشْکوراً» می‌گوید: در این بخش از دعا می‌خوانیم، خدایا سعی و تلاش ما در ماه رمضان را بپذیر! واژه «مشکوراً» به معنای «تشکر کن» است و مقصود آن در این دعا «بپذیر» و «قبول کن» است.

وی می‌افزاید: آدم زحمت می‌کشد و روزه می‌گیرد، گرسنه و تشنه می‌شود؛ اما غذا و آب نمی‌خورد و کم‌خوابی ماه رمضان را تحمل می‌کند و اگر خدا تلاش‌های ما را قبول نکند، کاری از ما ساخته نیست. اگر زحمتی و رنجی کشیده شود و حاصلی در پی نداشته باشد، اتفاق ناگواری افتاده است.

این استاد اخلاق می‌گوید: ما باید غصه بخوریم که نکند اعمال ما را آفت بزند. مثلاً یک غیبت می‌تواند تمام زحمات ما را هدر دهد. اگر غیبت کنید 40 روز اعمال خوب شما در نامه اعمال شخص غیبت شونده نوشته می‌شود و اگر عمل خوبی نداشته باشید، گناهان آن شخص در نامه اعمال شما نوشته می‌شود. این روایت از معصوم (ع) است.

وی ادامه داد: باید به خودمان بپردازیم و ببینیم که خودمان چه کار کرده‌ایم؛ آیا هیچ عیبی نداریم؟ گل بی‌عیب خداست و ممکن نیست که ما عیب نداشته باشیم. در روایت آمده که «چه می‌شود انسان را، یک خار کوچک را در چشم رفیقش می‌بیند؛ اما شاخه‌ای که در چشم خودش رفته را نمی‌بیند».

آیت‌الله مجتهدی تهرانی تصریح می‌کند: این روایت کنایه از این است که انسان عیب‌های بزرگ خود را نمی‌بیند؛ اما عیب کوچک مردم را می‌بیند.

این عالم ربانی در ادامه اظهار می‌کند: این حدیث از معصوم (ع) است که خوش به حال کسی که عیب خودش را می‌بیند و به عیب کس دیگری کاری ندارد.

وی در ادامه در شرح «وذَنْبی فیهِ مَغْفوراً وعَملی فیهِ مَقْبولاً» می‌گوید: در این فراز از دعای روز بیست‌ و ششم ماه رمضان خدا می‌خواهیم تا گناهان ما را بیامرزد و اعمالمان را قبول کند! از خدا می‌خواهیم تا گناهانی که پیش از ماه رمضان انجام داده‌ایم را ببخشد؛ چون ماه رمضان، فصل درآمد معنوی و کسب ثواب است، حتی خوابیدن و نفس کشیدن در این ماه عبادت محسوب می‌شود.

آیت‌الله مجتهدی تهرانی تأکید می‌کند: در ماه رمضان این همه درآمد وجود دارد و آیا امکان ندارد با این همه درآمد کسب شده، انسان جان خودش را از گرو دربیاورد؟ پیامبر اسلام در خطبه شعبانیه می‌فرماید: «پشتتان از گناه سنگین شده و به گرو رفته است و در ماه رمضان بدنتان را از گرو در بیاورید». وی ادامه می‌دهد: برخی هنگام نماز صبح نمی‌توانند به خاطر سنگینی بلند شوند که از آثار گناه است. شخصی به امام حسن عسگری (ع) گفت که هر شب قصد می‌کنم تا نماز شب بخوانم؛ اما نمی‌شود. امام فرمود: «گناه تو را زنجیر کرده است.» دلیل اینکه کسی دلش می‌خواهد نماز شب بخواند اما نمی‌تواند، انجام گناه است و با استغفار می‌تواند آن را رفع کند.

این استاد بزرگ اخلاق و حوزه در ادامه سخنان خود درباره بیدار شدن در هنگام سحر و استفاده کردن از برکات آن تأکید و بیان کرد: شعری هست که می‌گوید «هر که سحر ندارد از خود خبر ندارد»، هر کسی که هنگام سحر خواب است، نمی‌داند که کیست و باید خود را پیدا کند. حدیث از معصوم (ص) است که می‌فرماید، عجب است که مردم به دنبال گمشده خود هستند اما به دنبال خود نمی‌گردند.

وی می‌گوید: وضو بگیرید و شب در تاریکی صد بار از خودتان بپرسید که من که هستم؟ شاید خودتان را پیدا کنید. اگر خودت را پیدا کردی هوس نماز شب پیدا می‌کنی.

وی در ادامه در شرح «وعَیبی فیهِ مَسْتوراً» می‌گوید: خدایا کاری کن تا عیب من مستور باشد و کسی از عیبم مطلع نباشد! خدا «ستارالعیوب» است و نگذاشته تا کسی از گناهان ما اطلاع پیدا کند. حدیث است اگر گناه بو داشت دو نفر کنار هم نمی‌نشستند. اگر عیب آدم عیان می‌شد کسی جنازه کسی را دفن نمی‌کرد.

آیت‌الله مجتهدی در شرح فراز پایانی دعا می‌گوید: در پایان دعا می‌گویم ای خدایی که از همه شنونده‌ها تو شنواتری! خدا همه چیز را می‌شنود. اگر یواش هر حرف بزنیم خدا باز هم می‌شنود. حضرت موسی (ع) به خدا گفت که خدایا، اگر نزدیکی من یواش صحبت کنم و اگر دوری بلند صحبت کنم؛ خدا فرمود: «من همنشین کسی هستم که یاد من باشد.» خدا شنواترین است؛ پس می‌گوییم، ای خدایی که از همه شنوایان شنواتری، این دعاها را درباره ما مستجاب کن!


منبع: فارس

منبع:http://aghigh.ir/fa/news/429/علت

 

منظور از کامل شدن دین در روز غدیر چیست؟

منظور از کامل شدن دین در روز غدیر چیست؟

 

نعمت ولایت از همه نعمت ها برتر است كه در روز غدیر با تحقق بیعت عمومى براى ولایت عترت، این نعمت برتر پروردگار كامل شد. ""و اتممت علیكم نعمتى.""

فرآوری : زهرا اجلال-بخش قرآن تبیان
 

همه نعمت ها و خوبی ها، صلح و آرامش، امنیت و رفاه، همه و همه در سایه حاكمیت اسلام است، و حاكمیت اسلام پس از رسول خدا "صلی الله و علیه وآله" در پرتو ولایت عترت است، پس نعمت ولایت از همه نعمت ها برتر است كه در روز غدیر با تحقق بیعت عمومى براى ولایت عترت، نعمت برتر پروردگار كامل شد. ""و اتممت علیكم نعمتى.""

منظور از کامل شدن دین و اتمام نعمت در آیه "الْیَوْمَ أَكْمَلْت لَكمْ دِینَكمْ وَأَتْمَمْت عَلَیْكمْ نِعْمَتِی وَرَضِیت لَكم الإِسْلاَمَ..."(مائده، 3) چیست ؟
در قرآن کریم، نعمت وقتی به شکل مطلق می آید به معنای ولایت است. اتممت علیکم نعمتی یعنی با نصب امیرالمومنین نعمت ولایت را بر شما تکمیل کردم. پیامبراکرم (صلی الله و علیه وآله) در آن چند سالی که دوره پیامبری و نبوتشان بود، وقت کافی برای بیان همه احکام را نداشتند. هر چند که قرآن کریم به طور کامل بر پیامبر (صلی الله و علیه وآله) نازل شد اما قرآن حکم قانون اساسی را دارد و بیشتر، کلیات را بیان کرده است و جزئیات دین و فقه و اخلاق و معارف اسلامی در قرآن نیامده است و این مسئله نیاز به شخصیتی دارد که با غیب در ارتباط است و معصوم است تا آنها را برای مردم بازگو کند.
به بیانی دیگر حقیقت اساس دین بر چند اصل استوار است: یکی بحث توحید و بعد از آن هم نبوت. به این معنا که وقتی پیامبر خاتم صلوات الله علیه، دین، احکام الهی، شریعت و دستورات دینی را برای انسان ها آورد، آن عاملی که باید حافظ دین و مفسر دین باشد و بتواند دین را از تحریف و انحراف محافظت کند هم باید به مردم معرفی شود.بر همین اساس وقتی که در روز غدیر، خدا به پیامبرش دستور می دهد که مسئله ولایت را برای مردم بیان کند و پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) در آن روز مأمور می شود تا موضوع ولایت امیرالمومنین را برای مردم بیان کند، دین تکمیل می شود. یعنی آن چیزی که باید دین را حفظ کند و از انحراف جلوگیری کند و مردم را هدایت کند تا باقی بماند، عامل ولایت و امامت است که خداوند متعال معرفی کرد. با معرفی امیرالمومنین (علیه السلام) به عنوان خلیفه و به عنوان ولی امر مسلمین دین خدا تکمیل گردید.
و این چنین است که می فرماید: «یَا أَیّهَا الرَّسول بَلِّغْ مَا أنزِلَ إِلَیْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَه وَاللّه یَعْصِمكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْكَافِرِینَ» (مائده، 67) اگر این کار را نکنی اصلاً رسالتت را انجام نداده ای. یعنی 124 هزار پیامبر کارشان را انجام نداده اند زیرا آنها دائماً دین را تکمیل کردند تا رسید به نفر آخر و گفت اگر ابلاغ نکنی گویی که هیچ کدام ابلاغ نکرده اند.

حقیقت اساس دین بر چند اصل استوار است: یکی بحث توحید و بعد از آن هم نبوت. به این معنا که وقتی پیامبر خاتم صلوات الله علیه، دین، احکام الهی، شریعت و دستورات دینی را برای انسان ها آورد، آن عاملی که باید حافظ دین و مفسر دین باشد و بتواند دین را از تحریف و انحراف محافظت کند هم باید به مردم معرفی شود

دین پاسبان و نگهبان و حافظ می خواهد. اگر آن را رها کنیم، مثل این می ماند که طلایی را بین عابرین پیاده رها کنیم و برویم. طلا متاع ارزشمند و گرانبهایی است که به راحتی به دستمان نرسیده است. این دین هم نیاز به امام و وصی ای دارد که آن را تا روز قیامت نگه دارد و این سلسله به دست ائمه (علیهم السلام) ایجاد خواهد شد.
اگر به آیات دقیق تر نگاه کنیم می بینیم که درباره وضو که برای نماز است و هم درباره حج گفته شده که ما این طهارت را دادیم تا برای شما نعمت تمام شود. یعنی آن نماز و طهارت برای اتمام نعمتی است که خداوند می خواهد بدهد. چند سال بعد وقتی که مسئله حج تشریح شد، باز هم در قرآن داریم «لأتم نعمتی علیکم و لعلکم تهتدون» می گوید برای این است که خداوند در آینده نعمتش را بر شما تمام کند. اما وقتی که به مسئله غدیر یعنی به مسئله ولایت می رسیم، دیگر برای آینده وعده نمی دهد که می خواهد تمام کند. می گوید تمام کردم.

معلوم است که آن عبادات همه برای رسیدن به مقصدی است و آن مقصد نهایی ولایت است. یعنی، ولایت به منزله امضاء و نهایی شدن پیکره و ساختمان عظیم شریعت است. این ساختمان وقتی که همه چیزش به اتمام و کمال رسید می گویند این خانه ساخته شد و به اتمام رسید. یعنی دیگر کاری نداریم. یعنی بنا و مبنا و دیوارها و نقاشی ها هم ظاهر و هم درونش و بقول امروزی ها هم نرم افزار هم سخت افزارش دیگر تمام شد و به کمال خودش رسید.

اتمام و اکمال دین در بیان شهید مطهری

اگر ساختمانی ناقص باشد و اجزایش را بخواهیم اضافه کنیم به این کار اتمام می گویند. اتمام آن ساختمان به این است که اگر مثلاً سقف ندارد سقف بزنیم یا درهایش نصب نشده درهایش را کار بگذاریم و اجزای دیگر همینطور. این کار به معنای اتمام ساختمان است.

اکمال یعنی چیزی تمام شده و نقصی ندارد اما روح و واقعیت و آن آثاری که از آن مد نظر است به آن هنوز باز نشده است.

اکمال دین به این است که ولایت، روح دستورات دینی است. در روز عید غدیر، خداوند به حضرت پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) دستور می دهد که آن را به مردم ابلاغ کند

به عنوان مثال کمال علم در عمل است. یعنی اگر عمل به علم اضافه نشود، آن علم کمال پیدا نکرده است. این مسئله به معنای آن نیست که علم شما ناقص است یا جزیی از آن وجود ندارد؛ نه، علم هست اما روح علم به آن عمل است و اگر عمل نباشد علم شما کمال پیدا نکرده است. لذا می گویند اکملت؛ اما اگر شما اکمال را در کنار اتمام قرار دهید فرقش مشخص می شود که نصب امیرالمومنین (علیه السلام) به امامت به اعتبار اینکه جزیی از اجزای دین ناقص است و هنوز به دین اضافه نشده است این به معنای تمام شدن نعمت است. یعنی نعمت ناتمام بود و حالا که ولایت امیرالمومنین (علیه السلام) در قضیه خلافت در روز غدیر معین شده نعمت تمام می شود. اگر به معنای اکمال توجه کنیم به این معنا است که روح دین و آن واقعیت و کنه معارف دین در ولایت امیرالمومنین (علیه السلام) نهفته شده است. لذا اکمال دین یعنی رسیدن روح ولایت در دستورات دینی و شرعی.
در روایات دیگری هم ملاحظه می شود که اهل بیت (علیهم السلام) اشاره می کنند که مثلاً روح نماز، ولایت امیرالمومنین (علیه السلام) است یا در حدیث معروف داریم که «بنی الاسلام علی خمسه» اسلام بر 5 ستون بنا نهاده شده است. در ذیل آن حدیث، آخرین قسمتی را که اشاره می کند ولایت امیر مومنان (علیه السلام) است. آن وقت می گوید هیچ چیزی در اسلام به اندازه ولایت تأکید و سفارش نشده است. اگر ولایت نباشد، دستورات دیگر کان لم یکن است. نماز بی ولای او عبادتی بیهوده است.

نتیجه گیری

این که «اتممت علیکم نعمتی» و نعمتم را بر شما تمام کردم. یعنی تا به امروز تمام نبود و در آیات قبلی مدام وعده می دهد که در سال های بعد اتمام خواهد شد یا تمامش می کنیم اما اینجا که می رسد می گوید تمامش کردم. بعد از این دیگر حالت انتظار نداشته باشید. دینتان کامل شده و در اختیار شما قرار گرفته و آن نعمت ولایت است.

اکمال دین به این است که ولایت، روح دستورات دینی است. در روز عید غدیر، خداوند به حضرت پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) دستور می دهد که آن را به مردم ابلاغ کند.


منابع:
حوزه
پرسمان

http://www.tebyan.net

۸نکتۀاخلاقی از آیت‌الله مجتهدی‌تهرانی

۸نکتۀاخلاقی از آیت‌الله مجتهدی‌تهرانی

 

1- سه طایفه‌‌ای که شیطان با آن‌ها کاری ندارد: حدیث داریم که شیطان با سه طایفه کاری ندارد. آنهایی که یاد خدا می‌کنند، آنهایی که هنگام سحر بلند می‌شوند و استغفار می‌کنند و آنهایی که از ترس خدا هنگام سحر گریه و انابه می‌کنند.

2- خودتان دعا را بخوانید، نه اینکه از رادیو گوش بدهید: خدایا من را راهنمایی کن تا اعمال صالح انجام دهم. برخی در این ماه وقت سحر بلند نمی‌شوند و نماز صبح خود را اول وقت نمی‌خوانند. باید سحر بلند شوید و دعا بخوانید، خودتان دعا را بخوانید نه اینکه از رادیو گوش بدهید. دعای افتتاح، دعای ابوحمزه ثمالی را بخوانید و از خدا بخواهید که شما را با بلاهایی مانند سیل و زلزله عذاب ندهد.

3- راهی برای رسیدن سریع به حاجات: اگر امید داری که کسی دیگری دعایت را استجابت می‌کند، دعایت مستجاب نمی‌شود. اگر می‌خواهی که دعایت مستجاب شود؛ ببین در دلت اگر به هیچ کس امید نداری، خدا را صدا بزنی، خدا حاجتت را می‌دهد. توسل هم پیدا کنید مخصوصاً به «نرجس خاتون» که مادر ولی وقت(عج) است. وقتی به پسرش بگوید که کسی به من متوسل شده، پسر مجبور است به حرف مادرش گوش دهد. البته توسل به همه خوب است اما آنها مقداری طول می‌کشد.

4- بهترین جای بهشت: خدایا من را واسط بهشت ساکن کن! فلسفه وسط بهشت را نمی‌دانم، شاید اولیاء و انبیاء در آنجا ساکن هستند. به هر حال بهترین جای بهشت در وسط آن است.

5- راه شناسایی رضایت خدا از بنده: اگر می‌خواهید بدانید که خدا از شما راضی هست یا نه، ببینید خودتان در ته دل از خدا راضی هستید؟ اگر راضی باشید، خدا هم از شما راضی است، حدیث داریم که شما مانند بیمار هستید و خدا مانند دکتر و طبیب. همان‌طور که دکتر هر چه بگوید، بیمار می‌پذیرد، خدا هر چه به ما داد، ما هم باید رضایت داشته باشیم، اگر در مصیبت‌ها و نداری‌ها از خدا گله نکنیم و تسلیم خدا باشیم، یعنی اینکه ما از خدای راضی هستیم و خدا هم از ما رضایت دارد. اما خیلی سخت است که انسان ذره‌ای گله‌ از خدا نداشته باشد.

6- راه تشخیص بهشتی بودن: امام باقر (ع) به شخصی فرمودند: «اگر اراده کردی که بفهمی بهشتی و یا جهنمی هستی، به قلبت مراجعه کن، اگر دیدی اهل طاعت را دوست داری، اهل بهشت و اگر اهل گناه را دوست داری، اهل جهنم هستی و انسان در قیامت با کسی که او را دوست دارد، محشور می‌شود»، در دوره آخرالزمان قلب مؤمن آب می‌شود؛ زیرا گناه را می‌بیند و استطاعات تغییر وضع را ندارد.

7-قلب چگونه جلا می‌یابد: اگر قلب ما زنگ بزند، از چه دوایی می‌توان برای رفع آن استفاده کرد. برای اینکار باید سحرها قرآن بخوانید تا قلبتان را جلا بدهید. همچنین جان انسان را استغفار سحر جلا می‌دهد و می‌توان با یتیم‌نوازی قلب را جلا داد،‌ شخص ثروتمند تنها با دست کشیدن بر سر یتیم قلبش جلا پیدا نمی‌کند و باید یتیمان را از نظر مادی تأمین کند و مشکلات مالی آنها را برطرف کند. پس یادتان باشد که رحم کردن به یتیم با خلوص نیت قلب را جلا می‌دهد.

8-رمز موفقیت: کاری کنید که رفیقتان یک درجه از شما جلوتر باشد. یکی از رموز موفقیت من در زندگی اختیار کردن رفیق خوب بوده است.

 

منبع:فارس

منبع: http://aghigh.ir/fa/news/69820/۸

ذکری ازگنجهای بهشت،برای رهایی ازوسواس

کسانی که گرفتار وسوسه هستند و در همه مسائل شک می‌کنند روزی 100مرتبه ذکر شریف « لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم » را بگویند.
عقیق: مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی در شرح فراز اول این دعا می گوید: «اللَّهُمَّ غَشِّنِی فِیهِ بِالرَّحْمَةِ»؛ ای خدا من را به رحمت خودت بپوشان؛ «غش» به معنی مخفی کردن است؛ اگر کسی عیب جنس را بپوشاند در اصطلاح می‌گویند: غش در معامله کرده است و در حدیث آمده است که: « لَیْسَ مِنَّا مَنْ غَشَّ مُسْلِماً» کسی که آب در شیر می‌ریزد به مردم می‌فروشد مسلمان نیست؛ کسی که مال عیب‌دار را به دیگری می‌فروشد و عیب آن را مخفی می‌کند، مسلمان نیست و همچنین آدمی خیر هم نمی‌بیند. اگر رحمت الهی شامل حال ما بشود خیر زیادی به ما می‌رسد.
 
سه خصلت مؤمن/ ذکری از گنج های بهشت و رهایی از وسواس
 «وَ ارْزُقْنِی فِیهِ التَّوْفِیقَ وَ الْعِصْمَةَ»، امام جواد(علیه السلام) فرمودند: مؤمن به سه خصلت محتاج است که اولین آنها توفیق است. دوم، مؤمن به واعظ درونی محتاج است تا همیشه حواس او جمع باشد و از احوال دنیا عبرت آموزی کند؛ همیشه به خودتان بگویید که تا کی از خدا غافل هستی! سوم، هر کس که تو را نصیحت می‌کند از او بپذیر، هرچند که خود آن شخص اهل عمل نباشد؛ مثلاً اگر شخصی سیگار می‌کشد و به شما می‌گوید: من سیگاری هستم ولی تو سیگاری نشو این نصیحت را از او قبول کنید.
 
 «وَ طَهِّرْ قَلْبِی مِنْ غَیَاهِبِ التُّهَمَةِ»؛ خدایا قلب من را از آلودگی‌های شک پاکیزه کن؛ یعنی من گرفتار شک نباشم؛ بعضی‌ها دچار شک هستند و وسوسه خناس به سراغ ایشان می‌آید و از مبداء تا معاد انسان را در شک می‌اندازد؛ خدایا من را از این گرفتاری نجاتم بده. کسانی که گرفتار وسوسه هستند و در همه مسائل شک می‌کنند روزی 100مرتبه ذکر شریف « لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم » را بگویند. پیامبر (صلس الله علیه اله) خطاب به سلمان می‌فرمایند : اَکثِر مِن قولِ لا حَول و لا قوة ... این ذکر را زیاد بگو" فاِنَها کَنزٌ مِن کُنوزِ الجَنة" این ذکر از گنج‌های بهشت است. « یَا رَحِیماً بِعِبَادِهِ الْمُؤْمِنِین»؛ ای خدایی که نسبت به بنده‌های مؤمنت اهل ترحم و مهربانی هستی این دعاهای من را اجابت کن.
 
نماز شب سی ام ماه رمضان
 نمازهای مخصوصی برای هر شب ماه مبارک رمضان از امیرالمومنین (علیه السلام) روایت شده و ثوابهای زیادی برای هر شبی ذکر فرموده اند. این نمازهای مستحبی تماما دو رکعت دو رکعت خوانده می شود و خواندن آن در حالت نشسته هم جایز است، لکن ایستاده افضل است.
 
 نماز شب سی ام ماه مبارک رمضان، 12 رکعت (شش تا دو رکعتی) است که در هر رکعت بعد از حمد 20 مرتبه سوره توحید و بعد از سلام 100 مرتبه صلوات خوانده می شود و امیرالمومنین (علیه السلام) در ثواب آن فرمود: ختم می کند خدای تعالی از برای وی به رحمت.

 منبع:فرهنگ
منبع:http://aghigh.ir/fa/news/33848

مزاح‌های پیامبراز زبان آیت‌الله مجتهدی

عقیق: مرحوم آیت‌الله مجتهدی تهرانی در دوران حیات خویش، مدیریت مدرسه علمیه حاج ملا محمد جعفر را بر عهده داشت که اکنون به نام حوزه علمیه آیت‌الله مجتهدی معروف است. کلام شیوا و لهجه دلنشین این استاد اخلاق همچنان در اذهان مردم تهران باقی مانده است.

در ادامه به شرح مزاح‌های پیامبر از زبان آیت‌الله مجتهدی که در کتاب «آداب الطلاب» بیان شده است، اشاره می‌شود :

*پیرزن وارد بهشت نمی‌شود

روزی پیرزنی به پیامبر اکرم(ص) عرض کرد، دعا فرمایید که خداوند مرا اهل بهشت قرار دهد، پیامبر اکرم(ص) فرمودند: پیرزن وارد بهشت نمی‌شود! آن پیرزن گریه کرد، پیامبر اکرم(ص) خندید و به او فرمودند: آیا نشنیده‌ای که خداوند می‌فرماید: إِنَّآ أَنشَأْنَاهُنَّ إِنشَآءً، فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْکَاراً(1)، یعنی ما آن‌ها را آفرینش نوینی بخشیدیم و همه را دوشیزه قرار دادیم. 

*ماجرای خرما خوردن پیامبر(ص) و امیرمؤمنان(ع(

یک روز پیامبر(ص) با امیرمؤمنان(ع) خرما می‌خوردند، پیامبر(ص) از روی مزاح و شوخی، هسته‌های خرماهایی را که می‌خورد، پیش‌روی امیرمؤمنان(ع) می‌گذاشت، وقتی که از خوردن خرما فارغ شدند، همه هسته‌ها نزد امام علی(ع (جمع شده بود، پیامبر(ص) به امیرمؤمنان(ع) فرمودند: «یا عَلِیُّ اِنَّکَ لَاَکُولٌ»، ای علی! تو پرخور هستی، امام در پاسخ (مزاح و شوخی آن حضرت) عرض کردند: «اَلْاَکُولُ مَن یَأْکُلُ الرُّطَبَ وَالنَّوا»، پرخور کسی است که خرما را با هسته‌اش می‌خورد! (2)

*پیرزن بی‌دندان

پیرزنی بر اثر پیری، دندان‌هایش افتاده بود، پیامبر(ص) او را دید و فرمودند: پیرزن بی‌دندان، به بهشت نمی‌رود.

پیرزن گریه کرد، پیغمبر(ص) به او فرمودند: چرا گریه می‌کنی؟ او عرض کرد: ای رسول خدا! من بی‌دندان هستم، پیامبر(ص) خندید و فرمودند: «لاتَدْخُلینَ الْجَنَةَ عَلی حالِکِ»، تو با این حال وارد بهشت نخواهی شد، بلکه دوشیزه و جوان خواهی شد سپس وارد می‌شوی. 

*ماجرای عسل هدیه‌ای که پیامبر(ص) مجبور به خرید آن شد

روزی پیامبر اکرم(ص) با اصحاب در مسجد نشسته بودند که شخصی وارد شد و عرض کرد: یا رسول‌الله! هدیه‌ای برای شما آورده‌ام، چون آن را تقدیم کرد، حضرت(ص) متوجه شدند که عسل است، با انگشت مقداری از عسل را میل کردند، آن مرد عرض کرد: آیا خوشتان آمد، پیامبر(ص) فرمود: آری!

آن مرد عرض کرد: حال که چنین است لطف بکنید، پول آن را لطف  کنید، پیامبر(ص) فرمود: مگر نگفتی هدیه است؟ عرض کرد: چرا هدیه است، منتها از آن هدیه‌هایی است که پولش را هم باید بدهید!

پیامبر تبسمی کرد و سپس پول عسل را دادند، هر وقت ناراحت می‌شدند، به یاد آن مردم می‌افتادند و می‌فرمودند: آن عرب بیابانی چه شد کاش نزد ما می‌آمد و ما را خوشحال می‌کرد. 

*این پا شبیه چیست؟

روزی پیامبر اکرم(ص) در مسجد و با حضور اصحاب و یاران نشسته بودند، پس از مدتی پای آن حضرت خسته می‌شود و پیامبر(ص) حیا می‌کند که پایش را دراز کند، چرا که قرآن می‌فرماید: «فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِینَ لِحَدِیثٍ ۚ إِنَّ ذَٰلِکُمْ کَانَ یُؤْذِی النَّبِیَّ فَیَسْتَحْیِی مِنکُمْ»(3)، چون غذا تناول کردید، زود از پی کار خود بروید و متفرق شوید و به سرگرمی و انس به سخنرانی نپردازید، چرا که این کار پیامبر را آزار می‌دهد و از شما خجالت می‌کشد و حیا می‌کند که اظهار کند.

 

ولی بر اثر شدت خستگی پا، آن حضرت یاران و اصحاب مزاح می‌کنند و پا را دراز کرده و می‌پرسند: به نظر شما این پای من، شبیه چیست؟

حاضران در مجلس هر کدام چیزی می‌گویند و هر یک پا را به چیزی تشبیه می‌کنند. چون خستگی، از پای آن حضرت رفع شد، اشاره به آن یکی پایشان کرده و فرمودند: این پا، شبیه این پای دیگر من است.

 

پی نوشت:

1- بحار جلد 16 صفحه 194

2- زهرالربیع صفحه 7.

3- سوره احزاب آیه 53.

منبع:جام
منبع: http://aghigh.ir/fa/news/28737/